[ عَلَيْهِ ( * )
.
و اين آيت را مفسّران به انواع تفسير كردهاند ، امّا آنچه مناسب اين مقام است آن است كه چيزى در اصل غير مناسب باشد ، و از براى مناسبت چاره نيست از سببى و وجهى ، و نيز ايجادش از موادّ بسيار مناسب آسانتر است از قليل غير مناسب . مثال آنكه شخصى را سراهاى بسيار است ، پس خراب شد ، و عمارت آن مىخواهد . اگر جميع آلات عمارات معدّ و معيّن است ، عمارت كردن آسانتر است از آنكه هيچ آلت معدّ و معيّن نباشد . پس از سراى خراب بسيار عمارت يك سرا آسان باشد بتخصيص كه آلات معيّن و مهيّا بود . آنگه داند كه به هرموضعى لايق چيست ، و به اندك زمانى و سهل امعانى چون خواهند [ 61 با ] عمارت سراى توانند كرد كه هيچ عيب نداشته باشد با اساس محكم .
و اگر خواهند كه از اين جمله سراهاى خراب يك سراى بزرگ بسازند و عمارت او تمام بشود و معيوب و ناقص نماند ، لكن سراى بزرگ باشد ؛ و آنچه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و سلّم فرموده است در حقّ اهل جنّت : جرد مرد مكحّلين أبناء ثلاثين و ثلاث و ثلاثين سنة ؛ و جاى ديگر فرموده است : اهل الجنّة جرد مرد كحلى شابهم ؛ و جاى ديگر مىگويد : ضرس الكافر مثل احد و غلظ جلده مسيرة ثلاثة ايّام : و جاى ديگر آمده است : من مات من اهل الجنّة من صغير او كبير يرجعون الى ثلاث و ثلاثين سنة فى الجنّة لا يزيدون عليها ابدا ؛ و قال صلّى اللّه عليه و سلّم : ما بين منكبى الكافر فى النّار مسيرة ثلاثة ايّام لا المسرع ؛ و نيز گفته است : ضرس الكافر يوم القيمة مثل احد و فحذ لا البيضاء و مقعده فى النّار مسيرة ثلاثة مثل الزّبدة ؛ و نيز گفته است : انّ غلظ جلد الكافر اثنان و اربعين ذراعا و انّ ضرسه مثل احد و انّ مجلسه يوم القيمة من جهنّم ما بين مكّة و المدينة ؛ و نيز گفته عليه السّلام : انّ الكافر تسحب لسانه الفرسخ و الفرسخين نتوطاه النّاس . ]
هامش
( ( * ) . الروم : 27 . )