فصل [ سيزدهم ] [ در آنكه انسان از كدام افعال هم به صورت انسان بيرون آيد از تناسخات ]
شاكمونى گويد : عمرها بدان سبب كوتاه مىباشد كه مردم در آن صورت ديگر حيوانات را كشته و رنجانيده است ؛ و اگر كسى قصد هيچجانورى نكرده باشد ، عمر او دراز بود .
ديگر هركه بد خلق و جاهل و بدكردار باشد ، حال او چنان است كه گفته شد كه بعضى ديو گردند و بعضى حيوانات ؛ ليكن اگر دانش و آگهى دارد و از معنى انسانيّت با بهره بود ، هم در صورت انسانى بيرون آيد ، و به موجب افعال و اعمال خير و شر ، نيكحال و بدحال باشد .
ديگر هركه چراغى و روشنايى به كسى داده باشد ، چشم و دلش روشن و منوّر باشد . فى الجمله هرراحت و مدد و معاونت كه در صورت نخستين به مردم رسانيده باشد ، در صورت دومين آسايشى و راحتى به ازاى آن مناسب و ملايم بازيابد ؛ پس هرچه با ديگران مىكنى ، بحقيقت با خود مىكنى ، و به ذخيره از بهر خود نهاده و از پيش به مقصد فرستاده .
[ ديگر مىگويد هرآدمى كه خلايق را آزرده و رنجانيده باشد و بند و قيد نهاده و قصد زدن و كشتن كرده ، او را رنجوريهاى بد باشد و تبهاى محرق كشد و به رنجهاى مولم گرفتار گردد .
ديگر كسى كه مال مردم ببرد و از مال خود چيزى به كسى ندهد ، چون در آن صورت ديگر باز آيد ، چندانكه زحمت و مشقّت در اكتساب و استيفاى آن كشد ، او را هيچ حاصل نباشد .
ديگر كسى كه مال مردم بستاند و به خيرات كند ، در آن صورت در ]