تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
[ زهر ، مگر وقتى كه بدين هرسه دفع مضرّتى يا جذب منفعتى توقّع دارد ، در آن حال روا باشد ، آن چنان كه از ايشان رنجى و مشقّتى و كلفتى [ منقذى ] باشد . ديگر مىگويد كه كسى كه نظر به زنان و شاهدان نكند ، و دامن عرض به ايشان ملوّث نكند مگر به وقت خود و به ايّام معيّن مواصلت و مزاوجت كند و به وجه حلال ، در صورت انسانى مرد زايد ، و هرگز در صورت اناث نيايد . ديگر كسى كه نظر به زنان مردم كرده باشد و توبه نكرده و گذشته ، باز به تناسخ باز آيد ، و هربار چيزى بود بعد از آن پانصد بار زن در وجود آيد . ديگر اگر كسى را زن عفيفه و صالحه و كم شهوت [ باشد ] ، و مردم بدى او گويند ، اين زن در تناسخ مرد و نرينه باز آيد . ديگر كسى كه زن ندارد و با وجود مفردى و مجرّدى پرهيزگار و محترز بود . و كسى كه شراب و چيزى مسكر نخورده باشد ، چون در صورت دوم باز آيد ، نورانى و تمام‌عقل و عالم و دانا و راست‌گفتار و نيكوكار و خوشدل باشد . ديگر اگر كسى ميان دو كس كه با همديگر در خشم و غضب باشد صلح دهد ، در تناسخ او را بندگان و خدم و حشم باشد ، و خيل و تبع بسيار روزى شوند . ديگر هركه استاد ( 1 ) و پدر و مادر و پير و استاد و پيشوا را به حق خدمت كند ، و دلخواه و آرزوى ايشان برآورد ، و مقاصد [ دل ] ايشان حاصل كند ، در آن صورت ديگر به مرتبهء پادشاهى و مرتبهء شهريارى رسد . ديگر كسى كه بر مردم استهزا و افسوس دارد و بسيار بر [ آنان ] استخفاف و خوارى كند ، و دروغ بر كسان بندد و مسخرگى كند و لعب كند ، و خود را از ديگرى بهتر داند ، او در صورت ديگر كور و لوچ و احول و شلّ و لنگ و كوتاه ]
هامش
( ( 1 ) .Ust d)
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 145 | محمد روشن / رشيد الدين فضل الله همدانى