[ خاندانى بزرگ در وجود آيد ، ليكن چون عاقل و بالغ شود ، او را هيچ از دنياوى نباشد ، و سخت درويش و مقل حال بود .
ديگر هركه با مال مردم طمع نكند و به كدّ يمين و عرق جبين چيزى حاصل كند و از مال خود ايثار كند و به كسان دهد ، در آن صورت ديگر به اندك سعى و جهد مال حاصل شود ، و تا آخر عمر توانگر باشد .
ديگر كسى كه جوانمرد بود و سماحت و سخاوت لازم ذات او بود ، و طمع به هيچكس نكند ، در خانهء بزرگان و متموّلان زايد و با دستگاه و استظهار بود ، و هيچكس مال او نتواند برد و در آن تصرّف نتواند كرد .
ديگر كسى كه مال صرف كرده و مردم را نان داده ، و خاص و عام را خوان نهاده و ضيافت و ميزبانى مردم بسيار كرده ، چون در صورتى ديگر آيد ، عمرش دراز باشد ، و هميشه تندرست و صحيحمزاج بود و خوشدل و دولتى .
ديگر كسى كه بيچاره و آواره را مقام و مسكن داده باشد ، در صورت دوم نيكسيرت و منظرانى و فرهمند و متموّل و محبوب دلها باشد ، و در چشم و دل همه كسان شيرين ؛ و لباسهاى نيكو پوشيده و مال و منال به آسانى به دست آرد .
ديگر كسى كه پاى پوشى به كسى داده باشد ، در صورت دوم بارگيران و مطاياى نيكو يابد .
ديگر كسى كه رباط ( 1 ) و پول و حوض و آبگير و كهريز در راهها ساخته باشد ، در صورت دوم آسوده و دولتيار و كامران و كاميار باشد ، و به هيچچيز بسته نباشد ؛ و هرچه خواهد بيابد .
ديگر كسى كه مدرسه و خانقاه ( 2 ) و رباط و عبادتخانه ( 3 ) هاى معظّم ساخته باشد ، او تمام خلقت زايد ، و صحيحمزاج و درستاندام باشد بىهيچ ]
هامش
( ( 1 ) .Ribat ?)
( ( 2 ) .H ? neg h)
( ( 3 ) .i ? d deth ? neh)