فصل [ دوازدهم ] [ در آنكه آدمى از كدام كردار به صورت حيوانات بيرون مىآيد ]
هركه زن خود را عظيم دوست دارد چنانكه از او به هيچ نوع مفارقت نتواند كرد ، چون بميرد حيوانى شود مانند كنه و كرم ، و در كون جانوران دوسيده باشد . ديگر هركه قهّار و جبّار و شرير و قتال بود ، مارى يا گزدمى يا حيوانى موذى زهردار باشد .
[ ديگر هركه منى كند و خود را معظّم و بزرگ داند ، و ديگران را در هيچ حساب نياورد ، و خود را داناتر و زيركتر از كسانى داند ، خر و گاو و شغال برآيد .
ديگر هركه زير دستان و بندگان را ستم دهد و بىگناه مىزند و قيدوبند كند ، او در تناسخ استر و حيوانات شكارى گردد كه گوشت خورند .
ديگر هركه بخيل و بىسود باشد و با مردم به كينه و خشم بود ، بوزينه و عقاب و ديگر درندگان برآيد .
ديگر هركه قهّار و قاسى و خونريز باشد ، اژدها و سگ گردد ، و مىگويد اين گناهان همه از نفس و زبان و دل مىخيزند ، هركه اين پيشه دارد ، از انسانى به مرتبهء حيوانى افتد ، پس بايد كه بر خود رحم كند . ]