تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
است ، امّا او بدين نام مشهور شده است .

حكايت

در ديار هندوستان شهرى است بغايت معظّم و نزه و خرّم ، و نام آن پاتليپت « 1 » پادشاهى آنجا مقيم بود نام او نند « 2 » [ كثير ] خيرات ، و او پادشاهى بغايت عادل و با شكوه بود ، و هميشه احسان مىكرد به مسكين و درويش ؛ و او يك سال بيشتر پادشاه نبود . بعد از او پادشاهى ديگر بر تخت سلطنت بنشست و نام او هم نند بود ؛ و در زمان پادشاهى خود خيرات بيش از پيش مىكرد و نيكوييها بىحدّ و اندازه به جاى مىآورد ؛ و او نيز بعد از يك سال به جوار حق پيوست . و بر اين سياقت هرسال پادشاهى مىنشستند و خيرات مىكردند ، و همه را هم به نام نند مىخواندند تا به مدّت نه سال ، و جملگى پادشاه درگذشتند ؛ و در عهد پادشاه نهم معاصر او پسرى بود علف فروش به قوّت شير و زور پلنگ و آهنگ نهنگ كه در زور و مردانگى در زمان خود كسى همتاى او نبود . ناگاه با نند جنگ كرد ، و پادشاه نهم را بكشت و خود به جاى او به پادشاهى [ 344 ] نشست ، و ظلم و تعدّى بسيار در زمان خود با خلايق مىكرد ؛ چنان كه از جور و ظلم او اكثر خلايق ترك خان و مان كردند . چون حال بر اين نهج بود ، حق سبحانه و تعالى پادشاهى ديگر را از اصل و نسل پادشاهان بزرگ پديد آورد و او را هلاك كرد ؛ و بر همه ديار ممالك پادشاه شد ؛ و او را خاتونى بود محبوبه و منظوره ؛ و اين پادشاه از سلوت خلوت و معاشرت مباشرت و صحبت او به امور پادشاهى نمىپرداخت ؛ و چون بعد از مدّتى بگذشت ، خداى تعالى اين پادشاه را از اين خاتون پسرى داد . وزرا و امرا فكرى كردند و در خفيه آن خاتون را بكشتند و گفتند خلاصهء فايدهء وجود زمان عيش و كامرانى فرزند است ، و چون خداى تعالى كرامت
هامش
( 1 ) .P taliputra( 2 ) .Nanda