حكايت
بعد از وفات او به ششصد سال پادشاهى از نسل پادشاهان اصلى پديد آمد نام او شريهرشديو « 1 » ، و بر همه ديار هند « 2 » و ديار كشمير « 3 » مير شد ، بغايت عاقل و دانا و كارآگاه بود ؛ و عقل كلّ كه عبارت از شاكمونى « 4 » باشد ، بر سبيل مشاورت مشافهه با او گفت كه در عالم ترا تنها تربيت خواهيم كرد . او در جواب او گفت : به مذهب تناسخ كه اگر مرا تنها تربيت كنى ، همه خلايق مرا ديوانه خوانند . سه ربع مرا باش و مرا تربيت كن ، و يك ربع همه خلايق را باش .
و اين پادشاه شاعر بود و سخنور ، و شعرى جزل و متين و نغز گفتى ؛ و هرگاه كه چهار بيت گفتى ، دانايان و علماى آن زمان كه مىشنيدند ، در آن بحر و در آن قافيه بيش از يك بيت نمىتوانستند گفت ؛ و اين به سبب تربيت عقل كلّ بود ، و به غير از اين كرامات بسيار داشت و خواتين و سرارى فراوان .
و در آن عهد پادشاه زادهاى بود كه ملازم شريهر بود با طبعى بغايت لطيف و خاطرى وقّاد و ضميرى نقّاد ، و شعرى نيكو گفتى ، و شعراى زمان او او را مسلّم مىداشتند ، و او را به چندين زبان ديوانها هست تخصيصا به زبان هندى و كشميرى مملّو به غزلها و قصيدههاى غرّا و صنعتهاى غريب ؛ و مىگويند كه مطرب نيز بوده ، چنان كه جميع اقسام موسيقى را مىدانسته .
و از خاتونان پادشاه ، درويشى را به دو ميل طبع و اراداتى پيدا شد چنان كه خواب و آرام و قرار از او مهاجرت كرد . پادشاه بدانست . آن خاتون را به دو بخشيد و گفت از مملكت من دورى اختيار كنيد و تا توانيد جهد كنيد كه چشم من بر شما نيفتد ، و هيچكس نيز ياد شما پيش من نكند ، بلكه اگر توانيد برويد
هامش
( 1 ) .S ? ri - Hars ? adeva( 2 ) .Hind( 3 ) .Kashmi ? ri ?( 4 ) .S kyamuni