و به تركستان ( 1 ) وطن سازيد .
اين درويش با خاتون روى به جانب تركستان آوردند و از خوف ظلم پادشاه در آن طرف در بيشهاى رفتند ، و درختى بزرگ عادى كاواك ( 2 ) كه در آن وادى بود پيدا كردند ، و او با زن در آنجا پنهان شدند ، و هم در آنجا از ايشان فرزندان به وجود آمد . و چون آن خوف برخاست ، از آنجا بيرون آمدند . هركه از آن فرزندان مىپرسيد كه شما اولاد كيستيد ، مىگفتند ما فرزندان فلان درختيم ؛ و پادشاهان مغول از نسل آن پادشاهزاده است .
و بعد از وفات شاكمونى ( 3 ) به هزار سال ، شخصى پادشاه شد نام او شهريوكرمادتى ( 4 ) ، و او نيز چون پادشاه اوّل بر يك اقليم از چهار اقليم پادشاه بود . [ 344 ]
[ « * » و در آن وقت لشكر تاتار ولايت كشمير ( 5 ) گرفته بود ، و اين پادشاه با لشكر تاتار جنگ كرد و بيشتر از ايشان كشت . لشكر بيكبار بگريختند و در كوهى متوارى شد ، [ 34 نسخهء با ] و چون آنجا هيچ نبود كه بخورند به موجب :
الضّرورات تبيح المحظورات ، موش و سوسمار و ديگر جنبندگان مىخوردند ، و از تركستان آنان كه اكنون حيوانات مىخورند ، از صلب و نسل ايشاناند ، و چون شريوكرمادتى درگذشت ، اسكندر ( 6 ) هم از پشت اين پادشاه در كشمير پديد آمد ، و او را لليتادتى ( 7 ) نام نهادند ، يعنى هم از پشت آن پادشاه است كه او آفتاب بود ؛ و اسكندر ولايتگيرى مىكرد .
و در حدود تركستان ( 8 ) هر طايفهاى راهزنى مىكردند ، و معلوم نبود كه كدام قوم اين كار مىكنند ، بدان سبب بفرمود تا همه تركان سر چهارشاخ
هامش
( * ) . در نسخهء اساس افتادگى روى داده ، ناگزير از نسخههاى « تا » و « با » سود جستم .