كرد ، باشد كه بندگى حضرت پادشاهى با تدبير ملك بپردازد .
و آن پسر را بندوبار « 1 » نام نهادند ؛ و مدّتى بود تا زمان پادشاهى پدر به سر آمد ، و پدرش جان به حق پيوست ؛ و اين پسر را خداى تعالى بعد از وفات پدر پادشاهى كرامت فرمود ، و تخت و تاج پدر ارزانى كرد ، و به مراد [ دل ] به پادشاهى قرار گرفت ؛ و هرچند كه او را خواتين و سرارى بىقياس بودند ، امّا برهمنى را دخترى بود بغايت جميله و صاحب حسن بود ، آن دختر را در عقد نكاح درآورد ؛ و او را از آن دختر دو پسر آمدند ، مهتر را نام اشوك « 2 » كردند ، يعنى مادرش بسيار گريد ؛ و كهتر را ويگت شوك « 3 » ،
و هرچند پادشاه مىخواست كه پادشاهى را به پسران ديگر دهد كه بزرگتر بودند ، لكن دو سه نوبت از اطراف مملكت ياغى خروج كرد و اشوك به مقاتلت ايشان مبادرت نمود ، و بعضى را ذليل و گروهى را اسير و هلاك كرد ؛ و چون وقت اجل معدود به بندوبار « 4 » درآمد ، ياغى رسيده بود ، و پسر مهتر به مصاف او [ قيام و ] اقدام نمود و بشكسته . چون پسر را اين حالت پيش آمده ، بندوبار به مدد او رفته ، و جنگ بسيار كرد و در آن جنگ هلاك شده .
بعد از آن كه او وفات يافت ، راى امرا و وزرا بر آن قرار يافت كه امور سلطنت و پادشاهى را تفويض برادر كهتر او ويگت شوك دهند ، تا وقتى كه برادر مهتر اشوك پيدا شود ؛ چه او در روز جنگ از لشكرگاه ناپيدا شده بود و كسى از او خبر نداشت ؛ و چون تخت و تاج سلطنت به او دادند ، او به مردى و شجاعت و دلاورى سرآمدهء جهان بود ، و كفايت پادشاهى را لايق و سزاوار ؛ و از برادران در امور سلطنت فايقتر . از آن سبب سرورى بر او قرار گرفت ، و پادشاهى گوييا نگينى بود در خاتم او ؛ و رعايا به دعا او را از خدا مىخواستند .
و مىگويند كه برادرش ويگتشوك برهمن شد . و اللّه اعلم .
هامش
( 1 ) .Bindus ra( 2 ) .As ? oka( 3 ) .Vigat s ? oka( 4 ) .Bindus ra