عصايى فرو برده و رحل اقامت انداخته . به رغم انف خداى ناشناسان خداى را پرستش مىكرد ، و از براى عبادت خود معبدى در آن بيابان ساخته ، و خانقاهى ترتيب داده ، و به آينده و رونده آشى مىداد ؛ و در آن موضع در همسايگى آن درويش درختى عالى و عادى بود كه آن را شاك مىخواندند .
شهزادگان از گرد راه رسيده بودند و زحمت راه كشيده . در سايهء آن درخت ساعتى نزول كردند و استراحت يافتند . بعد از آن پيش آن پير رفتند و به تضرّع تمام گفتند : اگر اجازت باشد كه ما اينجا ساعتى در همسايگى شما فرود آييم ، لطفى باشد . بندگى حضرت پير از كرامت و فراستى كه داشت ، در ناصيهء پادشاهزادگان مخايل رشد و شمايل نجابت و دولت و سعادت و كامرانى و فرمانروايى مشاهده مىكرد ؛ ايشان را به اعزاز و اكرام هرچه تمامتر در قرب جوار خود اجازت داد .
ايشان از سر حضور و رفاهيت در زير آن درخت ساكن شدند . بعد از آن ايشان را به نسبت با آن وطن شاكيان « 1 » خواندند ، و به مرور ايّام در آن بيابان خانههاى بسيار ساختند ، و از نسل ايشان خلايق بسيار پديد آمدند ، و از ساير جهات مردم از هرصنف به ايشان پيوستند ؛ و مجموع آن ولايت را شهر قپلواش « 2 » نام نهادند ، و آثار آن شهر هنوز برقرار است . در موضع مهابد « 3 » نزديك و جوار رود گنگ « 4 » .
و چون از ابتداى دور كلهيوگ « 5 » سه هزار و پانصد سال بگذشت ، از اصل اين شهزادگان شدودن « 6 » پديد آمد و پادشاه باستقلال شد . بر تمامت آن ممالك مستولى شد ، و از نسل شدودن شاكمونى « 7 » در وجود آمد . از بهر آن او را شاكمونى خواندند كه او از نسل شاكيان است ، هرچند او را نامها بسيار
هامش
( 1 ) .S ? kya( 2 ) .Kapilavstu( 3 ) .Mah bodhi( 4 ) .Gange( 5 ) .Kaliyuga( 6 ) .S ? uddhodana( 7 ) .S ? kyamuni