[ رامهديو ( 1 ) كه عمّ شوهه ديو بود ، باز لشكر مغول به حكم يرليغ اوگتاى قاآن ( 2 ) مقدّم ايشان اوكتو نويان ( 3 ) بيامد و حصار داد و بگرفت ، و كشش و غارت كرد .
رامهديو ( 4 ) بر بادپايى سياه بگريخت ، و از آب سياه بزرگ كه آن را بار خوانند بجهانيد ، چنان كه مغولان حيرت كردند و از قفاى او بازگشتند ، و شخصى را پادشاه كشمير گردانيدند و بازگشتند . بعد از هفت ماه رامهديو باز آمد و والى شهر را بگريزانيد و خود باز به پادشاهى بنشست ، تا چاغ منكگوقاآن ( 5 ) باز او لشكرى فرستاد . مقدّم ايشان .
سالى نويان ( 6 ) و تكودار ( 7 ) تا بازكشش و نهب و سلب كردند ، و هركه را بروت سياه شده بود بكشتند ، و زن و كودكان اسير بردند .
بعد از آن رامهديو نماند . برادرش لكشمهديو ( 8 ) به حكم يرليغ منكوقاآن پادشاه شد . چون او نماند . پسرش شهمهديو ( 9 ) را بنشاندند . او مدّتى جهان را به داد و عدل آراسته داشت . چون درگذشت ، تخت به برادر خود شوههديو ( 10 ) داد كه اكنون پادشاه است .
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: محمد روشن
ص٧٤