تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
[ وفات يافت از خويشان او ، اونت ديو ( 1 ) قايم مقام [ 12 - 427 تو ] شد . و او پادشاهى بخيل بود . مال از حرام جمع مىكرد ، تا غايتى كه دختران خود را بر سر راه بنشاند از براى جمع اموال ، تا خزانه‌اى بزرگ جمع كرد . عاقبت به سبب پسر برهمن ( 2 ) و درست زر كه به دخترش داده بود از خواب غفلت بيدار شد و جمله را صرف كرد . بعد از آن از فرزندان او نه كس متعاقب ، سيصد و شست سال پادشاهى كردند و هر سالى گنجى بنهادند ؛ تا پادشاه آخر اونت‌ديو ( 3 ) نام گنجى بنهاد ، و ديوانه‌اى بر آن مهرى نهاد . از ديوانه پرسيد . گفت : اين را چه مىكنى ؟ گفت : نگاه مىدارم . گفت : چون از آن تمتّع ندارى من نيز همچنان نگاه مىدارم . پادشاه از اين سخن انديشه كرد . گفت : عظيم پندى است . خواست تا جمله را صرف كند . بدان نرسيد و بمرد . و همچنين مردى پارساى دانا بود و صاحب كرامات . قالب خود بگذاشت و جان خود به قالب پادشاه پيوست . از يمين و يسار بشارت دادند كه پادشاه زنده شد . وزرا و حكما و براهمهء هند چون بر حال او واقف شدند گفتند بجوييد تا قالب مرده كجا است و زود او را بسوزانيد تا اين جان قصد آن قالب نكند . و او سى و شش سال در اين قالب بماند و تمامت آن گنجها را صرف كرد . و او نيز نماند . و مدّت پنجاه سال برهمنان تخت را نگاه داشتند . ناگاه روزى برهمنان را براى پادشاهى و تخت جنگ شد تا همه شرط كردند كه هركه در اين خانه درآيد ، او پادشاه باشد . درويشى درآمد . او را پادشاهى دادند ، و تا هفت بطن او مدّت چهارصد سال پادشاهى كردند ، و آخرين ايشان را هرسديو ( 4 ) ]
هامش
( ( 1 ) .Avantideva) ( ( 2 ) .Brahman) ( ( 3 ) .Avantideva) ( ( 4 ) .Harsadeva)