تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
[ گفتندى . به زمان او دو شهزاده بودند ، يكى از ايشان زنى دوست مىداشت . پادشاه قصد اين دو پسر و پدرشان كرد . يكى از مقرّبان پادشاه با آن زن گفت : اى زن ! از آنها كه تو به ايشان مىنازى ، امشب كار ايشان مىسازم . زن پيش پسران پيغام فرستاد و از قصد پادشاه اعلام داد . ايشان بگريختند . پادشاه آتش در خانهء ايشان زد و خانه با پدر و مادر ايشان بسوخت . ايشان به ولايتى ديگر برفتند و لشكرى جمع كردند و بيامدند و هرسديو ( 1 ) را بگرفتند و بكشتند ؛ و بناى دولت خود بر عدل و بذل و انصاف نهادند . و از نسل او دوازده كس به پادشاهى نشستند ، و دوازدهم اين است كه در اين تاريخ كه سنهء خمس و سبعمائه هجرى پادشاه است ، و او را شوهه ديو ( 2 ) گويند . و همچنين پادشاه بزرگ معتبر در ديار هند بود شرى و كردماويت ( 3 ) ، لشكرى بزرگ از تاتار بيامدند و كشمير ( 4 ) بگرفتند و صد سال پادشاهى كردند . پادشاه شرى و كردماويت بيامد با لشكرى ، و كشمير از ايشان باز گرفت ، و تمامت سپاه تاتار بكشت ، چنان كه از جملهء آن جز يك پسر و يك دختر نماند . اين دو كس گريخته به ولايت تاتار رفتند و به زير درختى مقام كردند ، و به سال‌ها توالد و تناسل از ايشان بسيار شد . باز جمع گشتند و مغول بسيار از ايشان باديد آمدند . از ايشان پرسيدند كه شما از كجا ظاهر شديد . گفتند : از اين درخت . بعد از آن نوادهء او بنياد شهر كشمير نهاد . و پيشتر از اين حال پادشاهى بزرگ در هندوستان بوده است غالب و قاهر كه او را شرى هرسديو ( 5 ) مىگفتند . او كشمير را به عاملى از آن خود داد ، و مدّت سيصد سال فرزندان او داشتند تا رسيدن شرى و كردماديت . و به عهد ]
هامش
( ( 1 ) .Harsadeva) ( ( 2 ) .ShUhadeva ( s ? Uradeva )) ( ( 3 ) .S ? ri ? vikram ditya) ( ( 4 ) .Kashmir) ( ( 5 ) .S ? ri Harsadeva)