و پادشاهى كه شهر كشمير را بنا كرد نام او پراورهسين ( 1 ) بود ، و قريب پنجاه سال پادشاهى كرد ؛ بعد از او پسر او اديتديو [ 340 ] ( * ) [ 341 ] ( * * )
[ و او ماهىشور ( 2 ) را ديده بود و از او تربيت يافته ، و چون او وفات يافت ، گنبد مضجع او شكافته شد ، و او با كالبد به آسمان رفت پيش ماهىشور .
بعد از آن پسرش رماديپ ( 3 ) به جاى او نشست ، و شصت سال پادشاهى كرد . بعد از آن پسر او اونتديو ( 4 ) مدّت چهل سال بنشست . چون بگذشت هم از اصل و نسل ايشان للدهديت ( 5 ) پديد آمد و مدّت هشتاد سال پادشاهى كرد ؛ و كشميريان او را ذو القرنين ( 6 ) خوانند ، چه همه عالم از اقصاى چين ( 7 ) تا منتهاى مغرب بگرفت ، از آن جمله ولايت سگرويان و گاورويان ، و ولايت زنان كه آن را استرار ( 8 ) گويند ، و نشان نام او به سمرقند ( 9 ) هست بر سنگى نوشته .
و در زمين كشمير ( 10 ) بتخانههاى بسيار است ، و پادشاه للديت شهرى بنا كرد نام آن پرهاسن ( 11 ) يعنى شهر ديگران چه باشد پيش شهرها ، و آنجا بتخانهها و بتها نهاده يكى از آن شصت گز ( 12 ) . و گفتهاند كه در آن زمان مردم به همين قد و قامت و عرض و طول بودهاند .
و ذو القرنين بعد از ششم سال كه باز به شهر كشمير آمده و رفته ، شهر را به پسرزادهء خود زنايير ( 13 ) سپرد ، و به ولايتگيرى رفت و بسيار بگرفت . در طرف مشرق به ولايتى رسيد ، مردم آنجا از زنايير بترسيدند . وزير آنجا
هامش
( ( 1 ) .Pravarasena)
( ( * ) . به نظر مىآيد نسخهء اساس ما گسيخته است ، ناگزير با همهء فشردگى و اختصار نسخهء « تو » ، دنبالهء مطلب را از آن نسخه آوردم . )
( ( * * ) . متن به نسبت مضبوط و استوار برگ افتادگى اساس را از نسخهء بازيافتهء « تا » با سنجش با نسخهء « سل » در شرح نسخهء بدلهاى « ص 70 » مىآورم ! )