تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
سلطنت بر سر نهاد ؛ و چون دو سال برآمد ، با آنكه اسم سلطنت مجرّد داشت ، و حكم ردّ و قبول به ارادت الغ خان منوط بود ، عرق غدر كه چون حلق و زلف جعد بريده باد نافض شد ، و داماد خود را به قتل آورد ، و اين دو بيت حسب حال آمد . شعر
هرروز كُند چرخ فلك بيدادى * هر لحظه رهينِ غم كند آزادى [ 339 ] اين شاهد دهر خوش عروسيست وليك * هرروز در آغوش كشد دامادى
الغ خان ( 1 ) چون ملك از مخالفان و معارضان پاك كردند ، خود بر سرير سلطنت پاى نهاد ، و او را سلطان غياث الدّين ( 2 ) لقب دادند ، و خزاين و لشكر در ضبط و قيد فرمان آورد ؛ و بر اين حال چندى :
گرد كرهء خاك برآمد گردون
الغ خان طمع بست كه مگر فلك سركش در عهد او رام خواهد شد ، يا عروس زود سير بدپيوند در كنار او آرام گرفت . ناگاه كمين گشاى اجل تاختن آورد ، و تمامت قصدها كه او در اين مدّت ديگران را انديشيده بود درگشاد ؛ ناوك از قبضهء لا مردّ لقدرته باز داد . حاصل از اين جهان فانى همين بود . بعد از چندين سعى و تكاپوى موفور و ذخيرهء جهان باقى چنان كه فرمود :
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ
( * ) ، پسرش وارث تاج و افسر و مالك ممالك و لشكر شد . در مدارج اين حالات از حضرت هولاكو خان ( 3 ) يرليغ به احضار ملك ناصر الدّين ( 4 ) پسر وفا ملك ( 5 ) ، كه حاكم سند ( 6 ) بود نفاذ يافت . چون آنجا
هامش
( ( 1 ) .Ulug - Han) ( ( 2 ) .Sult n G ? ij t ? ad - Din) ( ( * ) . الحج : 38 . ) ( ( 3 ) .Hu ? la ? gu ? - H ? an) ( ( 4 ) .N sir ad - din) ( ( 5 ) .Waf Malik) ( ( 6 ) .Sind)
جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 62 | محمد روشن / رشيد الدين فضل الله همدانى