تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
سلطنت مزوّر بر او نهاد . پس لشكر را در ربقهء طاعت و كلمهء تباعت آورد ، و پسر را از عقب پدر بفرستاد .
زان قاعده‌هاى وصل در كوى اميد * تا چشم زديم برهم آثار نماند
ملك فيروز نصرت و فيروزى يافت ، و بر تخت سلطنت نامتصوّر قرار گرفت ، و ثغور مملكت را به كفاة انجاد محفوظ داشت ، و از ستر عصمت دخترى را در عقد حباله نكاح برادرزادهء خود علاء الدّين ( 1 ) كه در حجر حفاوت او تربيت و نشو و نما يافته بود آورد ، و حكومت فرض و به دو و برارى ( 2 ) به راى او [ 339 ] تفويض كرد . مدّتى آنجا استقلال و استبداد يافت ، و لشكرى آراسته فراهم آورد . [ در ] پيش او حكايت كردند كه راى هند ( 3 ) را خزاين بىنهايت مشحون به جواهر نامدار و لآلى شاهوار هست . علاء الدّين طمع در استجلاب زرّ و گوهر و استخلاص كشور او كرد . جاسوسان را برگماشت تا وقتى كه لشكر راى به مدافعت بعضى خصوم مشغول بودند اعلام كردند . علاء الدّين اغتنام اتمام فرصت كرد و پادشاهى كه لشكر تأييد و وفود نصرت و امداد رحمت [ دارد ] او به ترتيب قلب و ساقه و صيال و نزال و ترتيب رايت و علم و تجشّم سيف و سنان حاجت ندارد ، [ بارىتعالى ] توفيق داد ، و فتح آن مملكت به دست اجتهاد او ميسّر گشت . [ راى هند ] راى اصابت كار بست و براى استيفاى نعمت حيات ، دختر خود را به وى داد ، و تمامت خزاين و اعلاق جواهر و نفايس ذخاير بسپرد .
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ
( * ) له . علاء الدين چندان مواشى كه داشت و آنچه يافت ، محمول آن نعم نامتناهى كرد ، و شكر و سپاس فضل الهى گزارده ، عنان به معسكر دولت خود داد . چون اين اخبار على التّواتر به ملك فيروز ( 4 ) رسيد ، رسول فرستاد و بعد از
هامش
( ( 1 ) .ala ad - Din) ( ( 2 ) .Badaun ( badauun )) ( ( 3 ) .Raja Hind) ( ( 4 ) .Malik firuz) ( ( * ) . الرعد : 26 . )