تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( تاريخ هند و سند و كشمير ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
سنجر ( 1 ) گذرانيد ؛ و چون دور سلطنت آن و عهد مملكت اين هردو كس منقضى و منقرض شد ، و نوبت دولت خاندان محمود ( 2 ) به آخر آمد ، و دولت سلجوقيان نيز روى به انحطاط و انحدار نهاد ؛ و پسران سام ( 3 ) كه برادر زادگان حسين ( 4 ) بودند ، مهتر شهاب الدّين ( 5 ) محمّد كه به آخر به لقب سلطان معزّ الدّين ( 6 ) ملقّب شد ، و كهتر سلطان غياث الدّين ( 7 ) را روزگار غدّار عروس مملكت در كنار نهاد ، و آن مملكت هرات ( 8 ) و غور ( 9 ) و غزنين ( 10 ) و هندوستان ( 11 ) چندانكه در تصرّف اولاد سلطان محمود بود بگرفتند . و غياث الدّين بر هرات و بلخ ( 12 ) و غور و فيروزكوه ( 13 ) والى و مستولى شد و شهاب الدّين غزنين و بست ( 14 ) و نگين آباد ( 15 ) و بلاد سند ( 16 ) و هند ( 17 ) باسرها ، كه مملكت محمود بود بگرفت و ايشان را با سلطان تكش ( 18 ) و پسرش سلطان محمّد خوارزمشاه ( 19 ) محاربات و مقاومات است ، تارة دست ظفر ايشان را بوده و كرة غلبه و استيلا و استعلا و نصرت خوارزمشاهيان ( 20 ) را فى الجمله دولت سلاطين غور روى به اعلا نهاد . سلطان شهاب الدّين ( 21 ) به لقب معزّ الدّينى در جهان شايع و مستفيض شد ، و ديار و بلاد دهلى ( 22 ) كه معظم‌ترين بلاد هند بود بگرفت و در آنجا متوطّن و متمكّن شد . ناگاه خبر وفات برادرش غياث الدّين به وى رسيد . پسر خود ناصر الدّين محمود ( 23 ) را به هرات و غزنين [ به جاى برادر ] فرستاد . [ 338 ]