سلاح [ را ] هم كار نتوانست فرمودن . دانستند كه دولت از ايشان برگشته است .
از آنجا روى به كوههاى سردسير نهادند ، و همه از برودت سرما بمردند مگر جدستر ( 1 ) بماند .
و بعد از باسديو ( 2 ) از جمله ملوك ايشان يكى كنك ( 3 ) بوده است ، و او آن است كه بهار ( 4 ) كه پشادر ( 5 ) است به او نسبت مىكنند و آن را كنك جند ( 6 ) گويند .
زعم هندوان آن است كه راى قنوج ( 7 ) از جمله هدايا كه به او فرستاد جامهاى فاخر بديع بود ، و او خواست كه آن را براى خود جامه سازد . خيّاط گفت اين جامه بريدن مصلحت نيست چه بر اينجا صورت انسان است ، چگونه آن را بر بالاى تو راست آورم ميان دو دوش . پس كنك بدانست كه راى قنوج خواسته است تا او را ذليل و حقير كند و استخفاف و استهزا نمايد . در حال لشكر برنشاند و به جنگ او مسارعت نمود خبر ورود [ 337 ] . . . ( * )
افتادگى برگى از نسخهء اساس را ناگزير در ذيل برگ 56 نسخهبدلها مىآورم تا فهرستهاى گوناگون ما و شرح نسخ بدلها درهم و آشفته نشود . اين افتادگى را از نسخهء « تا » و « سل » برگرفتيم . ( * * )
[ بعد از آن سلطان محمود ( 8 ) از غزنين با لشكرى جرّار به ديار سند و هند درآمد و بگرفت ؛ و بعد از واقعهء او به چند سال فتح ديار دهلى ( 9 ) به ايّام سلطان
هامش
( ( 1 ) .Judhisthira)
( ( 2 ) .Basdew)
( ( 3 ) .Kanik)
( ( 4 ) .Vihara)
( ( 5 ) .Purushavar)
( ( 6 ) .Kanik - Caitya)
( ( 7 ) .Kanaug)
( ( * ) . گسستى در برگ 19 اساس ما روى داده كه درست همانند آن در نسخهء « با » ديده مىشود . نسخهء « تو » در اين بخشها بسيار فشرده است ، ناگزير تا به پيوندى برسم از آن سود مىجويم . )
( ( * * ) . نگاشتهء بالا معطوف به زمانى است كه من نسخهء به نسبت مضبوط « تواريخ العالم » خود را باز نيافته بودم . اينك كه به يارى بخت دو نسخهء « تا » و « سل » در زير دست است ، بخش فشردهء نسخهء « با » دو سطر پايانى اين برگ 56 ، و نيز تا سطر 10 برگ سپسين - ص 57 - را برحسب دو نسخهء « تا » و « سل » در شرح نسخهبدلها به تمام و كمال مىآورم . )
( ( 8 ) .Sultan MahmUd)
( ( 9 ) .Dihli)