نادرست هم نيست - پيش تنكقور فرستاد . س 11 : سل : چندين ده است از هر دمى .
س 12 : سل : تنكقور ؛ تا : « تكفور » را به قلم درشتتر نوشته است ؛ جواب فرستاد .
س 13 : سل : صد هزار مرد كرده شود . س 13 : سل : تاختن مىآرند . س 14 : تا : ده هزار خسارت به ولايت مىافتد ؛ سل : قريب دو هزار دينار خسارت بر ولايت نمىافتد و از اين قلاع حصين چيزى به دست نمىتوان آورد . س 15 : تا ، سل : جزيرهء قوبروس يك روزه در راه دريا نيست . س 16 و 17 : تا : صوف نيكو كه به قدسى مشهور است ؛ تو : به قبرسى مشهور ؛ اساس ما نيز « قدسى » آورده است . س 17 : تا : از آنجا مىخيزد ، همسان ضبط نسخهء « تو » .
ص 43 س 4 : سل : و جزاير آن بالترتيب . س 6 : سل : و مملكت وسيع در جانب غربى شمالى . س 7 : سل : از جانب بحر روم ، « جنوب » ندارد . تا : طولش ممتد از مغرب ، « است » ندارد همچون نسخهء اساس . س 9 : سل : بلاد رواس و ترك و غيره و حد سوم از طرف ؛ تا : حد سيوم ( ؟ ) س 10 : سل : بحر محيط و اين مملكت را اوّل او از جهة مشرق آلانيه است و وسط بلاد افريقيه . س 11 : تا : وسط بلاد افربسه ؛ در دو نسخهء اساس و « تو » حرف چهارم بىنقطه آمده است . س 12 : سل : مملكت روميهء عظمى است .
ص 44 : س 1 : تا : سوربوس ( حرفها بىنقطه است ) ؛ سل : سيوريوس . س 2 : سل :
سيوريوس بود كه در توريت آمده است ، « كه نام او نمرود » ندارد . س 3 : سل : پدر را بگرفت و او را خادم كرد . س 4 : سل : از استيلا و غلبهء پسر از تخت خود بر زمين رميه رفت جايى عظيم تازه و خرم ديد شهر رميه را بنا كرد ؛ تا : شهر را بارو كشيد . س 8 :
سل : وسط ولايت است و آن را دار الملك افرنج نام شد . س 8 و 9 : تا : سيصد برج بر باروى آن . س 10 : سل : گذشته بود كه باروى آن شهر ساختهاند . س 14 : سل : بر آن بگذشت . س 15 : تا : جيلوس پديد آمد . س 15 : سل : جلوس او بار ديگر در پادشاهى .
جامع التواريخ ( تاريخ افرنج و پايان قياصره ) ( فارسى ) — صفحة 133
مساهمون: محمد روشن
ص١٣٣