ملازم او بود . و چون حالت ناگزير او واقع شد با وطن معروف و مسكن مكنوف رجوع نمود .
و چون پادشاه جهانگير چنككز خان از تركستان به عزم بلاد اسلام در جنبش و روش آمد ، پيش از وصول ، جلال الدّين حسن رسولان فرستاد ، و خود را به ايلى معروض گردانيد . و چون لشكرهاى پادشاه جهان به بلاد اسلام رسيدند ، از اين طرف آب جيحون نخستين كسى از ملوك كه رسول فرستاد و اظهار بندگى و ايلى كرد جلال الدّين بود كه قاعدهاى به صواب پيش گرفت ، و اساسى به صلاح نهاد .
امّا بعد از او پسرش علاء الدّين محمّد و اتباع و اشياع نقض آن عهد و نقص آن ترتيب پيش گرفتند تا رسيدند به آنچه رسيدند و ديد [ ند ] آنچه ديدند .
امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه در خطبهاى ذكر قومى از متمرّدان كرده است كه وخامت عاقبت تدبيرهاى فاسد ديدهاند ، دو سه كلمت از بابت حسب حال اين طايفه مذكور و به حكايت مسطور شد . فرموده است كه « زرعوا الفجور و سقوه الغرور فحصدوا البثور » .
و جلال الدّين در منتصف رمضان سنهء ثمان عشرة و ستّ مايه به وقت آنكه جهان از لشكر چنككز خان در شور و آشوب و فتنه و فتور بود وفات يافت ، و مملكت خود به فرزند علاء الدّين محمّد بن الحسن بگذاشت .
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: محمد روشن
ص١٧٥