تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
فرمود ، و با او طريق مكاتبات و مراسلات مفتوح داشتند ، با او به القاب عالى خطاب كردند ، كه محبوب سلاطين بود . و به آن وسيلت حميده از همه ممالك اسلام ، ائمّه به اسلام او و قومش فتوى نوشتند ، و به مواصلت و مزاوجت و مناكحت او رخصت دادند ، و به جلال الدّين نومسلمان معروف و مذكور گشت ، و اتباع و اشياع عهد او را نو مسلمان گفتند . و چون مساجد و معابد را عمارت كردند ، از اطراف خراسان و عراق فقها را طلب داشتند ، و ايشان را اعزاز و اهتمام تمام كرد ، تا به قضا و خطابت و امامت و امثال اين اشغال [ دينى ] در ملك او قيام نمودند . اهالى قزوين از روى صلابت و تديّن در اسلام ، و به حكم جوار و قرب مسافت ، بر تمويهات و مكايد وقوف زيادت يافته بودند ، و از ايشان رنجها ديده و تكليفات تحمّل كرده ، و از جانبين محاربتها رفته و عداوتها نشسته ؛ به ابتدا از قبول اسلام جلال الدّين و قوم او ابا و استنكار نمودند ، و ائمّه و قضات ايشان از آن تفتيش و تفحّصها كردند ، و تدبيرها نمودند ، و بر صدق آن دعوى دلايل و بيّنات طلبيدند . چون به فتاوى [ ائمّهء ] دار الخلافه و ديگر ائمهء بلاد اسلامى به قبول مسلمانى اقرار كردند ، جلال الدّين در استرضاى ايشان مبالغت تمام مىنمود ، و با اكابر ايشان تقريرها مىكرد . و درخواست تا چند كس را از اعيان قزوين به الموت فرستادند ، تا كتب‌خانه‌هاى سيّدنا و اسلاف جلال الدّين بديدند ، و مبالغى از فصول پدر و جدان او و از آن حسن صبّاح و ديگر كتب كه مضمون آن تقرير مذهب الحاد بود و خلاف عقايد مسلمانان جدا كردند ، و جلال الدّين فرمود تا همه را بسوختند هم به حضور اكابر قزوين . و چنان كه [ ايشان ] تلقين [ كردند ] ، طعن و لعن آباء و اجداد و اسلاف خود و ممهّدان دعوت بر زبان راند .
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 172 | محمد روشن / رشيد الدين فضل الله همدانى