تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
كياعلى [ بن ] الكيا الكبير فرمان يافت . و در سنهء تسع و ثلثين و خمس مايه جماعتى رفيقان به در قزوين شدند ، و بىآنكه تعرّضى رسانند بازگشتند . لشكر قزوين بر عقب رفيقان بيامدند . رفيقان بر ايشان كمين گشادند ، و چند كس را بكشتند . و در غرّهء ربيع الاول سنهء احدى و اربعين و خمس مايه كياحسين بن عبد الجبّار از الموت به رسالت به درگاه سلطان سنجر فرستادند به دفع شرّ عبّاس . و هفتم ماه رمضان سنهء احدى و اربعين [ و خمس مايه ] كيامحمّد [ بن بزرگ اميد ] پسر خود حسن را به نيابت خويش به الموت نصب كرد ، و خود به لار رفت و به الموت آمد ، و در اوايل شوّال بر صوب ديلمان به راه فلامرود نهضت فرمود ، و از آنجا به ديلمان آمد و دز اليكا بساخت . و به تاريخ ذى القعده سنهء احدى و اربعين و خمس مايه سلطان مسعود عبّاس والى رى را به اشارت سلطان سنجر در بغداد بكشت ، و سرش به درگاه خراسان فرستاد . و در رجب سنهء اثنتين و اربعين و خمس مايه رفيقان به سر تركمانان شدند ، و پنجاه سر شتر و هفت هزار گوسفند بياوردند و جماعتى را بكشتند . و شب آدينه ششم شوّال سال ولادت كيابزرگ محمّد بن الحسن بن محمّد بن بزرگ اميد بود . و هفتم ربيع الاخر سنهء اثنتين و اربعين و خمس مايه رئيس همدان دهخدا [ ابو الفضل بروجردى ] كه داعى همدان و آن حدود بود پوشيده و پنهان بفرمود كشتن . و در محرّم سنهء اربع و اربعين و خمس مايه كيابزرگ با لشكرى به جانب طالقان برفت ، و به عمارت دز ارژنگ مشغول بودند . چهارم صفر آقسنقور فيروزكوهى والى رى با لشكر عراق به پاى دز ارژنگ آمدند . رفيقان شبيخون بردند و گروهى را بكشتند ، و بعضى خايب و خاسر بازگشتند . كيابزرگ با منصوريّه مراجعت نمود . پنجم صفر دز را در بر