غنم غاب عنها رعاوها احدهما فى اولها و الاخر فى آخرها باسرع فسادا فيها من حب المال و الشرف فى دين المرء المسلم » . گفت : مىخواهم كه شما درويش باشيد ، و در ايشان اثر نكرد .
و چون سيّدنا انتقال كرد ، جولاههاى بديل نام به آذربيجان پارسيان را دعوت كرد و گفت : حقّ خود با پارسيان است ، و اسمعيليه مردمى ظاهرىاند ، و باطن اين است كه بو العلا و يوسف به جاى محمّد و علىاند ، و محمّد و على و سلمان هرسه الهاند . وقتى در يك شخص ظهور كنند ، و گاهى به دو ، و گاهى به سه .
و ناموس شريعت براى ظاهريان است ، و حلال و حرام خود وجود ندارد .
پس ترك اقامت نماز و روزه بايد كردن . و گفته كه بو العلا را همه حرامى حلالى است ، و زنان خود آب خانهاىاند كه هرتشنهاى بازخورد ، و مهر و عقد چه باشد ، و دختران بر پدر و برادر حلالاند . بر جمله تمامت محرّمات را حلال داشتند ، و گفتند : دوزخ و بهشت اينجاست ، ديگر نيست . و هركه بلعلا و يوسف را خداى داند از روى [ تناسخ ] به صورت مردى بازآيد ، و به عكس اين چون بميرند به صورت سبع بازآيند .
و چون اين دعوت آشكارا شد چند كس را بگرفتند ، تا به چوب و شكنجه اقرار كردند . ابو العلا و يوسف را بگرفتند ، روز شنبه نهم ماه ربيع الاخر سنهء سبع و ثلثين و خمس مايه ، نعوذ باللّه من الحور بعد الكور ، تا اقرار كردند و توبت و ندامت و انابت نمودند ، مفيد نبود . هردو را بكشتند و بسوزانيدند ، و تا يك سال اتباع و اشياع ايشان را مىكشتند .
و خواستم كه برخى از عقيدت اين گمراهان ياد كنم . قال النّبى صلّى اللّه عليه و سلّم : اذكروا الفاسق بما فيه لكى يحذّره الناس ، و اصل قاعدهء مذهبشان آن است كه نشايد هيچكس را بيازارند نه حيوان و نه نبات ، تا بدان حد كه ميخى نشايد به زمين فروكوفتن كه زمين را از آن رنج رسد . و دو زن را
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: محمد روشن
ص١٤٩