نهادند ، و خواجه محمود بن مسعود [ بو ] شجاع درهى را به كوتوالى فرو داشتند ، و سلطان مسعود و سلطان محمّد شاه بن محمود به آذربيجان مصاف دادند ، و بعد از جنگ صلح كردند ، و بر دفع اسمعيليان متّفق شدند ، و قصد قلعهء ارژنگ كردند . و شانزدهم ربيع الاخر به پاى ارژنگ فروآمدند ، و مجانيق نصب كردند ، و تا يك ماه جنگ قايم بود . مقدّم سپاه امير خمارتاش به الموت پيغام [ فرستاد ] كه اين قلعه بازگذاريد ، تا ما از پاى آن برخيزيم .
تمكين نيافتند . چون دانستند كه باد مىپيمايند به عجز بازگشتند .
و به تاريخ منتصف شعبان سنهء اربع و اربعين و خمس مايه سلطان سنجر به شهر رى رسيد ، و اسفهسالار على طوسى را با كياحسين بن عبد الجبّار به رسالت به الموت فرستاد [ 50 ] كه [ معتقد شما چيست . ايشان به جواب گفتند كه ] خداى هست و يكى است ، و او را ببايد شناخت به خرد ، و نظر درست آن باشد كه موافق و مقابل قول خداى تعالى و رسول او باشد عليه السّلام .
و مراعات احكام شرع بدان وجه كه امر حقتعالى بدان ناطق است ، و اخبار رسول بدان صادر ، واجب ، و به هرچه در مبدأ و معاد ، و ثواب و عقاب و صفات قيامت و آخرت كه حقتعالى در قرآن مجيد ذكر آن فرموده ، و پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم آورده ، و مطابق و موافق آن فرموده و ايمان و ايقان داشتن . و هيچكس را نرسد كه به راى خود در حكمى از احكام خداى تعالى و رسول او صلّى اللّه عليه و سلّم تصرّفى كند ، يا حرفى از آن بگرداند تا به قيامت اصلا و اصلا و قطعا
فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
« * » . آنچه معتقد و دين اين جماعت است در اصول و فروع اين است .
اگر نيك است فبها ، و اگرنه دانشمندى را بفرستد تا آنچه دانيم مىگوييم تا قرار كلى به نفاذ پيوندد .
و يكشنبه سيزدهم ربيع الآخره سنهء خمس و اربعين و خمس مايه
هامش
( * ) . سورهء فاطر ( 35 ) . آيهء 43 .