تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
با لشكرى به پاى لمسر آمدند به ديه سكان و دو گله گوسفند براندند . كيامحمّد بن على خسرو فيروز با مردى دويست از ديلمان بر عقب خصمان بشدند ، و چهارپاى بازگرفتند ، و تا سيصد مرد را بكشتند ، و سى نفر اسير آوردند با كوس و علم و بنه به هم . و بيست و يكم جمادى الاولى سنهء ثلث و خمسين و خمس مايه لشكر قزوين و پسر قيماز حرامى و لشكر اينانج به اتفاق از قزوين ناگاه بر رودبار تاختن آوردند ، [ 51 ] و به جوانب و اطراف مىتاختند . امّا رفيقان احتياط تمام كرده بودند ، محروم بازگشتند . و در سنهء خمس و خمسين و خمس مايه روز يكشنبه پنجم صفر امير ملكشاه با جماعتى رفيقان به رستاق قزوين شدند به سر تركمانان ، و بيست و اند ترك را بكشتند ، و پنجاه سر اسپ و استر بياوردند . و روز چهارشنبه بيستم شعبان سنهء خمس و خمسين و خمس مايه اينانج والى رى با همه لشكر عراق به ناحيت كى و سيرا آمد ، و هركه را بيافت بكشت و بازگشت . و روز دوشنبه پنجم ربيع الاخر سنهء ستّ و خمسين و خمس مايه كيا حسن بن على با جعفر كه ركن بزرگ ايشان بود نماند . و در سنهء سبع و خمسين و خمس مايه كيااسمعيل با لشكرى به قلام رودبار رفت به جايى كه كلاكجان خوانند ، و به جنگ بگرفتند و پنجاه شصت كس را بكشتند . و روز سه‌شنبه چهارم ربيع الاوّل سنهء سبع و خمسين و خمس مايه كيابزرگ محمّد [ بن كيابزرگ اميد ] از دنيا انتقال نمود . و مدّت بيست و پنج سال حاكم بود ، و به عهد او [ رفيقان ] بسيار كارها بكردند و دزها برآوردند . و به روزگار سابق و ايّام پيشتر كيابزرگ حسن را به قايم‌مقامى و ولىّعهدى [ خود ] نصب كرده بود .