اسلامى دست و زبان متعرّضان از اين جماعت زايل گردانند ، تا فتنههاى عظيم بنشانند ، و دين محمّدى را نصرت دهند ، و همه اهل اسلام كثرهم اللّه عددا به اتّفاق يد واحدة باشيم ، و دشمنان و مخالفان امّت و ملّت اسلامى پست گشته .
پس اگر كسانى باشند كه من بعد ما جاءهم اليقين و استضاء أنفسهم معانده كنند ظلما و عدوا ، چندان مدارات و مواسات كه ممكن [ باشد ] بكنيم . اگر فايده ندهد بايد كه يقين دانند كه اعذر من انذر بالاكبر و الادنى ، كه اين جماعت مىگويند حقّى هست ، و اين حقّ را اصلى هست ، و حقّ را از اهلش قبول بايد كردن . حقّ چيست ؟ لا إله الّا اللّه و بحقّ محمّد رسول اللّه ، و نايب او در هرروزگار كه اين كلمه فرمايد [ بايد ] گفتن . اگر [ نه ] قبول نكنند ، چنان كه به ايّام مبارك پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم ، اگرچه مشرك و جهود و ترسا و غير ايشان از اهل كفر اين كلمه مىگفتند ، چون [ نه ] به قول اهل اين كلمه مىگفتند ، از ايشان قبول نكردند .
اين جماعت به حمد اللّه دست از شعار كلمهء « لا إله الّا اللّه » نخواهند داشتن به قول هيچ مبتدعى ، و خواهند و فرمايند گفتن . و اين شرك خفى [ كه ] در ميان امّت مصطفى صلوات اللّه عليه پديد آمده است ، ان شاء اللّه از روى حقيقت [ معلوم گردد ، و دگر ] اين حكمى محتوم است و قضايى مبرم ، لا رادّ لقضائه . [ و ديگر ] شنيدم كه ما را به عدد و مدد خود تهديد و وعيد كردهاند .
اين جماعت را به حمد اللّه تعالى و سعادات خداوندان حق ، چندان وثوق هست كه هيچ عدد و مدد اعتنا نكنند ، و اگر خود همه عالم گرد آيند ،
وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« * » .
[ چند روزى بر اين ] جمله مباحثه و مناظره كردند ، و لشكريان از بيرون دشنام [ مىدادند ] و لعنت [ مىكردند . سيّدنا مىگفت : لعنت ] نيكان و اهل
هامش
( * ) . سورهء توبه ( 9 ) . آيهء 32 .