تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
نفرستادى ، بر مردم واجب بودى [ 43 ] خداى را دانستن ، اكنون تمامت اقوام مسلمانان كافر باشند . داعيان گفتند : مسلمانان به سخن پيغامبر مسلمان‌اند ، اگر معرفت خداى را به پيغامبر حاجت نباشد ، به چه مسلمان باشند . و اگر بىپيغمبر مردم به خرد خويش مسلمان باشند ، به عالم در ، كافر كيست ؟ چون جهود و گبر و ترسا و مشرك همه خردمنداند ، و پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود كه « ستفترق امتى على ثلث و سبعين فرقه واحدة ناجيه و الباقون هلكى » . و از فرقهء ناجيه سؤال كردند ، فرمود كه « اهل السنّة و الجماعة » . پرسيدند از اهل سنّت و جماعت ، فرمود كه : « ما انا عليه اليوم و اصحابى » . دانشمند گفت : اكنون فرقهء ناجيه ماييم . داعيان گفتند ناجيه از آنجا درست آيد كه با قاعدهء اصل رجوع كنيم ، چنان كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم فرموده است « بگوييد : لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه » ، و اين كلمهء شهادت است ، هركه بگويد مسلمان و رستگار شد ، و مسلمان آنكه خداى را به خرد و نظر خويش بداند . سيّدنا اين فصل بيرون فرستاد كه اين جماعت مقرّاند با آنكه در هستى صانع جلّ جلاله تعليم و تقرير خلق حاجت نيست ،
وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ
« * » بماند آنكه مسايل ديگر را اصول و فروعى هست كه ائمّهء طوايف اسلام در آن مذاكره و مجارات مىفرمايند ، و طوايف مختلفه در آن معانى رجوع با ايشان كنند و پرسند و آموزند . و اين جماعت را نيز دانشمندى هست مقتدى از اولاد مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم كه در مسايل مختلف رجوع با او مىكنند ، و حقايق و دقايق اين معنى از او مىدانند . دانشمندان احاطهم اللّه فوق حميهم لما يرضاه در اين معنى چه فرمايند ، روا باشد يا نه . اگر روا دارند متفضّلا ماجورا فتوى فرمايند تا اهالى دايرهء
هامش
( * ) . سورهء زخرف ( 43 ) . آيهء 87 .