تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
قياس و نظر و اجتهاد و گونه گونه عبارتها . دانشمند پرسيد كه قرآن مخلوق است يا نه ؟ سيّدنا گفت خداى تعالى قرآن مجيد را كلام خود خواند كه
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ .
« * » قدريان و ديگر مبتدعان گويند كه آفريده است « كلّ بدعة ضلالة و كلّ ضلالة سبيلها الى النّار » . در همه عالم صاحب حديثى به غير از ما نيست . و ديگر همه متابع راىاند . [ و مدّت ] چهل روز با تراكم سپاه ، سه بار در پيرامون لمسر بگرديد ، جماعتى كوتوالان بر آنجا نصب بودند . بعد از آن دانشمندى ابو نصر كنيت از خدمت سلطان بيامد تا با داعيان مناظره كند و [ به شرط ] جواب ايشان ، خون خود حلال كرده بگويد ، گفت : اين چيست كه شما از ديوار دزها آواز مىدهيد ، « لا إله الا اللّه » نبايد گفتن ، و اگرنه پيغامبر گردن شما بزند . ما همه مىگوييم و كدام مسلمان باشد كه نگويد ، و شما خرد را منكريد ، و كسى كه خرد ندارد ديوانه باشد . كيابزرگ اميد گفت : معتقد ما از خصمان نبايد شنيد . بناى مذهب ما آن است كه مردم را خرد بايد ، و با خرد پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم ، چه [ هركه ] بىخرد باشد ديوانه باشد ، و اگر سخن پيغامبر نشنود كافر . و مثال اين‌چنان است كه چشم [ دارد ] و با چشم نورى ، يا اگر چشم دارد و چراغ ندارد به تاريكى هيچ نتوان ديدن . و به عكس اين اگر چراغ دارد و چشم نه . زعم [ ما ] آن است كه مردم را دينى بايد دانستن ، كه حق‌تعالى بر زبان پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم به قرآن عظيم در فرموده است ، و در حق و باطل و حلال و حرام چنان بدان قيام بايد نمود كه به زبان رسول فرموده است تا بىدين نباشد . ابو نصر گفت [ چون ] خداى را به خرد نتوان دانستن ، اگر پيغمبر
هامش
( * ) . سورهء توبه ( 9 ) . آيهء 6 .