بساتين [ شد ] چنان كه كوشكى در ميان باغى بنا نهاده ، هواى آن خوش گشت و قلعه استوارتر شد ، چنان كه در همه عالم خوشتر از آن قلعه نشان نمىدادند .
اما مردم ناحيت لمسر منقاد نبودند ، و همه را مطيع كرد ، و تمامت دويهاى حوالى مسخّر گردانيد . سيّدنا آن قلعه [ را ] به كياى بزرگ اميد تفويض [ كرد ] ، و او مدّت بيست سال در آن قلعه ساكن بود تا وقتى كه او بخواند .
جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 115
مساهمون: محمد روشن
ص١١٥