تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
برخاستند . لشكرها متفرّق شدند ، و با ايشان نيز ظالمان [ 38 ] دست تطاول به هرطرف دراز كردند و پاى تعدّى بكشيدند . و سيزدهم محرّم سنهء ستّ و ثمانين و اربع مايه رساموج و لامسالار و كالجدها پسر عمّ او و بلقاسم پادشاه اسقين به رسم انقياد و مطاوعت پيش او آمدند . سيّدنا ايشان را اعزاز و اكرام نمود و خلعتها پوشانيد . و بيست و دوم صفر رفيقان [ قصبهء ] اندجرود بستدند ، و فوجى خصمان را بكشتند . و پسر زعفرانى مفتى و عالم رى ده هزار مرد حشرى به طالقان آورد ، و از رفيقان يك هزار به دفع ايشان روان شدند . و روز يكشنبه پنجم ماه ربيع الاول سنهء ستّ و ثمانين [ و اربع مايه ] به شهرك طالقان به خصمان رسيدند ، و بعد از پيكار سخت حشر زعفرانى را بشكستند ، و گروهى از بيم جان خود را در رود افگندند و غرق شد . در آن جنگ شش هزار آدمى به قتل شدند ، و رفيقان به رستاق قزوين شدند و ديه خلدير بستدند و بازگشتند . و در طالقان لشكرى به قصد رفيقان جمع شده بودند . رفيقان به يك صدمه ايشان را بشكستند و پراگنده كردند ، و پادشاه شير خسرو را بگرفتند ، و على نوشتگين به اغراء شمشيرزن لشكرى كشيد . رفيقان مصاف بركشيدند . خصمان كمين كرده بودند . از پس مصاف كمين بگشادند . مقدّمان رفيقان را بكشتند چون كياكند از مادينج و كالجدها و كيانو حشحوار ، و على نوشتگين شمشيرزن را بكشت و خود در فاليس مقام كرد .