تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و همچنين سلطان ملكشاه در اوايل سنهء خمس و ثمانين و اربع مايه امير ارسلانتاش را به حرب الموت و قهر و قمع سيّدنا و متابعان او نامزد فرمود . و او در جمادى الاولى از سال مذكور به محاصرهء الموت متمكّن بنشست ، و در آن هنگام با سيّدنا [ در قلعهء الموت ] هفتاد نفر مرد بيشتر نبود . و اندك‌مايه ذخيره داشتند ، به قوت اندك و سدّ رمق روزگار مىگذاشتند ، و به جنگ و قتال محاصران مشغول مىبودند . دهدار بو على نام از زواره و اردستان كه داعى سيّدنا بود و به قزوين مقام داشت ، و قومى مردم قزوين اجابت او كرده ، و همچنين در ولايت طالقان و كوه‌برهء ولايت رى مردم بسيار دعوت سيّدنا را منقاد و متقلّد شده بودند ، و رجوع كار ايشان با دهدار بو على بود . سيّدنا از او استمداد و استعانت طلبيد . او از افراد و اجناد كوه‌بره و طالقان و قزوين و ولايت مردى سيصد به مدد سيّدنا فرستاد با اسلحه و زاد و آلات حرب و ضرب ايشان ، تا خود را بر الموت افگندند و به معاونت مقيمان و مظاهرت بعضى از مردم رودبار كه از بيرون قلعه با ايشان مواضعه و ميعاد نهاد [ ه بود ] ند . در شبى از آخر ماه شعبان شبيخون بر لشكر ارسلان تاش بردند ، و قومى را بكشتند ، و باقى منهزم بازگشتند . نزاريان غنايم بسيار [ 36 ] يافتند از سلاح و غلّه و قماش و اطعمه و اشربه ، و در قلعه رخصى پديد آمد . سلطان ملكشاه از احوال ايشان متفكّر گشت ، و در تدبير كار ايشان با هركس مشاورت مىكرد . و نظام الملك الحسن بن على بن اسحاق الطّوسى رحمة اللّه وزير ملكشاه به نظر ثاقب و راى صايب از شمايل سيّدنا و اتباع و اشياع او امارات فتنه‌هاى متنوّع و علامات خللها مشاهده مىكرد ، و در جسم مادّهء فتنه و قطع مايهء فتور بجدّ ايستاده بود ، و در تجهيز و تهّيا عساكر به قمع و قهر ايشان مبالغت مىنمود . امّا با تقدير [ و ] قضا تدبير او مفيد نيامد ، و سيّدنا مصايد و مكايد بگسترد ،