تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع التواريخ ( اسماعيليان ) ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
متدّين باشند . و چند كلمهء موجز را ملواح الزام خلق ساخت . و دقيق‌ترين آن الفاظ او را معانى ، يكى آنست كه از معترضات مذهب خويش ترديد كرده است كه در معرفت [ خداى ] خرد بس يا نه بس ، اعنى اگر خرد كافى است هركه خردى دارد ، معترض را بر او انكار نمىرسد ، و اگر معترض مىگويد خرد و نظر عقل كافى نيست ، هرآينه به معلّمى احتياج باشد . [ و او را مطلوب اثبات اين است ] . و آنچه گفت خرد بس است يا نه بس مذهب او مطلوبش اثبات است ، و تحقيق اين سخن آن است كه تعليم با خرد به هم واجب است و مذهب خصم آنست ، [ كه ] تعليم با خرد به هم واجب نيست . و چون واجب نباشد شايد كه تعليم جايز باشد و خرد معيّن باشد بر نظر ، و شايد كه جايز نباشد و خرد تنها بايد ، و الّا خداىشناسى حاصل نباشد . و اين دو قسم است ، و او به ابطال قسم دوم تعرّض نرسانيد . و مذهب جمهور و اهل عالم اين است كه وجود خرد مجرّد كافى نيست ، استعمال خرد بر وجهى مخصوص شرط است ، و تعليم و هدايت معيّن است يعنى عقلا را ، و بعضى را به آن حاجت نه ، هرچند اگر باشد مانع نبود . و همچنين گفته كه پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود : « انّى امرت أن اقاتل النّاس حتّى يقولوا لا إله الّا اللّه » يعنى « لا إله الّا اللّه » فرامىبايد گرفت ، و اين تعليم است . فى الجمله سيّدنا به اين قياسات ضعيف و براهين واهى مردم را دعوت مىكرد ، و در استخلاص نواحى الموت و مواضعى كه مقارب آن حدود است مبالغت مىنمود . هرموضعى كه به دعوت ميسّر مىشد مسلم گردانيد ، و آنچه به تقرير او حاصل نمىشد به هتك و سفك و جنگ مىستد ، و از قلاع آنچه ميسّر مىشد مسلّم مىگردانيد ، و هركجا سنگى مىيافت كه بنا را مىشايست آنجا قلعه‌اى بنا مىنهاد ، و آب برو روان مىكرد و [ حوضها مىساخت ] . و در سنهء اربع و ثمانين و اربع مايه قاضى قاينى را كه از داعيان بزرگ بود