فقه و لغت و اصول و تفسير متبحر بود بخصوص در علم قرائت دستى توانا داشت از اين رو وى را « شيخ القراء » نيز ناميدهاند . به دمشق رفت و در شب يكشنبه دوازدهم جمادى الآخره سال 643 يا 653 ه . ق در آنجا درگذشت ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل علم الدين سخاوى ) .
ابن نجار بغدادى حافظ محب الدين ابو عبد الله محمد بن محمود بن حسن بن هبة الله . اديب و مورخ و محدث . مولد او بغداد به سال 578 و وفات او به سال 643 بوده است . براى اطلاع بر كتب او رجوع شود به لغت نامهء دهخدا ( ذيل ابن نجار ) .
ابو على عمر بن محمد شلوبينى ازدى اشبيلى نحوى . لغت نامهء دهخدا ، فوت وى را صد سال بعد يعنى در 745 ه . ق نوشته است و مطلب تقويم التواريخ درست تر است چه ياقوت حموى در معجم البلدان در شلوبينيه از وى نام برده و چنين گفته « ابو على عمر بن محمد بن عمر ازدى نحوى منسوب به همين شهر است . وى از پيشوايان بزرگ مقيم اشبيليه است كه هم اكنون زنده مىباشد و يا بتازگى درگذشته است . . . » . و مىدانيم كه سال تأليف معجم البلدان 621 هجرى قمرى بوده است .
محمد بن محمد بن عمر حسام الدين اخسيكتى ابو الوفاء معروف به « ابن ابى المناقب » .
شيخى فاضل و در فروع و اصول امام بود و او راست المختصر فى اصول الفقه المعروف به « المنتخب الحسامى » ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل اخسيكتى ) .
على معتضد موحدى ابن ادريس مأمون بن يعقوب المنصور ملقب به معتضد بالله و مكنى به ابو الحسن از خلفاى موحدين مراكش است كه پس از وفات برادرش رشيد به سال 640 ه . ق به خلافت رسيد ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل معتضد بالله ) .
ابن بيطار ابو محمد عبد الله بن احمد ضياء الدين بن بيطار از مردم مالقهء اندلس ، حشاش و گياه شناس معروف بود . نزد چند تن حشايشى و نباتى مشهور و بالخاصه ابو العباس اشبيلى مقدمات اين علم فراگرفت و به بيست سالگى در تجسس ادويهء مفرده به شمال افريقيه و از جمله مصر سفر كرد و ملك كامل ايوبى او را به خدمت خويش گزيد و پس از او به خدمت فرزندش ملك صالح ايوبى پيوست و به سال 644 به دمشق درگذشت . او را در اين فن دو كتاب
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٣٩١