شمال افريقا حكومت كرده است .
نجم الدين دايه يا نجم الدين رازى از عرفاى بزرگ قرن هفتم و از شاگردان شيخ نجم الدين كبرى است . وى به سال 617 پس از واقعهء قتل استادش نجم الدين كبرى به هنگام حملهء تاتار به خراسان از خوارزم فرار كرد و به همدان آمد و چون لشكريان مغول روى به همدان آوردند به ناچار در سال 618 هجرى شيخ ترك همدان گفته رخت عزيمت به اردبيل كشيد اما اقامت وى در اردبيل نيز ديرى نپائيد و در همان سال روانهء بلاد روم شد و در قيساريهء روم به خدمت سلطان علاء الدوله كيقباد سلجوقى رسيد . . . شيخ بقيت عمر را به فراغت و امنيت در بلاد روم و در مصاحبت عارفانى چون صدر الدين قونيوى و جلال الدين مولوى گذرانيد ( لغت نامهء دهخدا ) .
سال وفات وى را در 645 هجرى قمرى نيز نوشتهاند .
سبط ابن الجوزى يوسف بن قيز اوغلى بن عبد الله تركى حنبلى حنفى عالمى مورخ و فقيهى واعظ بود و در زمرهء محدثان و واعظان نيز به شمار مىرفت . نخست از مذهب حنبلى پيروى مىكرد و از جد مادرى خود عبد الرحمن بن على ابن الجوزى مراتب علمى را فرا گرفت . از سال ششصد هجرت در حدود هجده سالگى به سياحت و جهانگردى آغازيد تا به دمشق رفت و در حوزهء درس فقهى جمال الدين محمود حصيرى حاضر گرديد و مذهب حنفى را برگزيد ( لغت نامهء دهخدا ) . وفات وى را در سال 644 نيز نوشتهاند .
على بن آيبك تركمانى صالحى بحرى ملقب به نور الدين و منصور ، دومين نفر از مماليك بحرى مصر و شام بود . وى در سال 645 ق متولد شد و چون در سال 656 پدرش الملك المعز آيبك به قتل رسيد وى را با وجود صغر سن به پادشاهى برگزيدند و لقب « منصور » به دو دادند و علم الدين سنجر حلبى از جانب وى به ادارهء امور مملكت پرداخت . هنگامى كه هلاگوخان مغول بر بغداد استيلا يافت و پسر خود را با لشكرى عظيم براى تسخير شام فرستاد امراى دولت بحريه نيكوتر ديدند كه پادشاهى مقتدرتر بر مملكت حكومت كند . لذا در اواخر سال 657 ق او را از پادشاهى خلع كردند و با مادرش به دمياط فرستادند و وى تا آخر عمر در آنجا بسر برد . . . ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل على بحرى ) .
ابن باطيش عماد الدين اسماعيل بن هبة الله بن باطيش كتابى در طبقات شافعيه كرده و آن را
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٣٩٤