تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
جانب غزنين رهسپار شد . محمد ، حاجب بزرگ على بن ارسلان را كه از منسوبين نزديك سلطان محمود بود با عم خود يوسف بن سبكتكين به سردارى لشكر اختيار نمود اما آنان دانستند كه مقاومت با مسعود مثمر ثمر نخواهد بود به همين جهت امير محمد را در 13 شوال 421 گرفتند و به قلعهء كوهتيز بازداشتند و چون امير مسعود به هرات رسيد و عزم بلخ كرد تا زمستان آنجا بماند و دستور داد امير محمد را به حبس قلعهء منديش بردند . ظاهرا محمد را بعدها از حبس قلعهء منديش به قلعهء نغر در هند برده‌اند زيرا در غره صفر 432 امير ايزديار فرزند امير مسعود از نغرباز مىآيد و همان شب امير محمد و چهار پسرش را محرمانه به قلعت غزنين مىآورند سپس از چهار پسر او بيعت ايمان مىگيرند كه ناراستى نكنند و خلعت مىپوشانند و در اين حال امير مسعود با خزانه و حرم عازم هند مىشود و برادر را با خود مىبرد ( احتمالا امير محمد در اين هنگام كور بوده است ) . غلامان در كنار شط سند به طمع جواهراتى كه مسعود همراه داشته به غارت خزاين مىپردازند و او را مىكشند و محمد را با تهديد به امارت مىنشانند و چهار ماه امارت مىكند و آنگاه به دست برادر زادهء خود مودود كشته مىشود ( لغت نامهء دهخدا ) . علاء الدوله ابو كاليجار امير گرشاسب از امراى بنى كاكويه بود كه بعد از وفات پدر ( در 433 ه . ق ) يك چند حكومت همدان و نهاوند داشت . شهمردان رازى كتاب « نزهت نامهء علائى » را به نام وى تصنيف كرده است ( دائرة المعارف فارسى ) . ابو الحزم جهور بن محمد بن جهور نخستين حاكم بنى جهور از حكام قرطبه است كه از سال 422 تا 435 در قرطبه حكومت كرد ( طبقات سلاطين اسلام ، ص 21 ) . عبد الله بن احمد بن عثمان بن فرج بن ازهر ازهرى صيرفى معروف به ابن السوارى كه از پيشوايان حديث و شاگردان خطيب بغدادى بود در همين سال درگذشت ( كامل ابن اثير ، وقايع سال 435 ) . ابن التيانى تمام بن غالب بن عمر المرسى الاندلسى ( م 436 ه . ق ) اديب و لغوى اهل مرسيه اندلس ( الاعلام ، ج 2 ، ص 70 ) . سيد مرتضى علم الهدى موسوى از علماى بزرگ اماميه و برادر سيد رضى بود كه در علوم