تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
يكديگر نكنند . در سنهء 435 جلال الدوله وفات يافت و در بغداد خطبه به نام ابو كالنجار خواندند اما هم در آن اوقات علم اقتدار سلجوقيان سمت ارتفاع گرفته رايت شوكت ديلميان ميل به انخفاض كرد و در سنهء 440 ابو كالنجار رخت به دار القرار كشيد ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل ابو كالنجار ) . ابو اسحاق يا ابو القاسم ابراهيم بن محمد افليلى . اصل او از افليلا يكى از قراى شام و متولد در 352 در قرطبهء اندلس است . او اديبى نحوى و لغوى بوده و چندى وزارت مكتفى بالله در اندلس داشته . وفات او در قرطبه به سال 441 اتفاق افتاد ( لغت نامهء دهخدا ) . مودود بن مسعود غزنوى از سال 432 تا 441 حكم راند . وى پس از قتل پدرش مسعود ( سال 432 ) به خونخواهى او برخاست و نزديك غزنه ، عم خود امير محمد را شكست داد و پسرش احمد را بكشت . اما از طرف ديگر سلجوقيان نيرو گرفته و مزاحم او بودند . مودود از امراى ساير بلاد براى جنگ با سلجوقيان استمداد كرد و خود براى جنگ با آنان از غزنه حركت كرد . اما هنوز بيش از يك ميل راه حركت نكرده بود كه مبتلا به قولنج شد و به غزنه بازگشت و در 441 وفات كرد ( لغت نامهء دهخدا ) . باديس بن حيوس يكى از ابناء طوايف ملوكى است كه در اندلس ظهور كرد و پس از وفات پدرش حيوس در سال 429 حاكم غرناطه شد و عامرى حاكم مريه را در بيرون غرناطه به قتل رسانيد و غرناطه را به وسيلهء قلاع و استحكامات و انبارهاى عالى بسيار تزئين كرد و در سال 467 درگذشت ( لغت نامهء دهخدا ) . عبد الرشيد غزنوى پادشاه غزنه از سلسلهء غزنويان . در هنگام مرگ پدر و بروز اختلافات بين برادران خود كودكى خردسال بود اما در جنگ سال 431 دندانقان در ركاب مسعود غزنوى بود . در 432 پس از كشته شدن مسعود كه بين پسر او مودود و محمد غزنوى بر سر سلطنت اتفاق افتاد وى خود را كنار كشيد . از اين رو مودود در آغاز سلطنت خويش در حق او اكرام كرد اما در آخر او را به زندان افكند . در 441 كه مودود وفات يافت عبد الرشيد از حبس نجات يافت و براى گرفتن سلطنت از مسعود بن مودود و على بن مسعود غزنوى از بست به غزنه تاخت و آن دو را در رمضان 441 فرو گرفته خود به سلطنت نشست . عبد الرشيد مردى فاضل و عاقل بود اما