ق ) تا اواسط قرن پنجم ( 435 يا 441 ه . ق ) غالبا در حدود گرگان و طبرستان و گيلان حكومت مىكردند و در بعضى مواقع حتى رى و اصفهان و همدان و دينور را نيز در تصرف داشتند . اين سلسله به دست سلجوقيان برافتاد ( دائرة المعارف فارسى ) .
ابن سراج ابو بكر محمد بن سرى نحوى شاگرد مبرد و استاد سيرافى . يكى از مشاهير نحات و قراء در مائهء سيم هجرى بود . به سال 316 درگذشت ( لغت نامهء دهخدا ) .
محمد بن عقيل بن الازهر البلخى ( م 316 ه ) محدّث و دانشمند بلخ ( الاعلام ، ج 7 ، ص 151 ) .
ابو عوانه يعقوب بن اسحاق نيشابورى اسفراينى فقيه شافعى . مولد او نيشابور و محدثى معروف است . اكثر بلاد اسلامى را در طلب حديث بپيموده است . در سال 292 به جرجان بوده و سپس در اسفراين مقام كرده است و تا پايان عمر يعنى سال 316 بدانجا مىزيسته و گور وى بدان شهر است . او پس از بازگشت از مصر مذهب شافعى را به خراسان رواج داد ( لغت نامهء دهخدا ) .
آل الياس نام سلسلهاى از فرمانروايان كرمان است . سر سلسلهء آنان ابو على محمد بن الياس سمرقندى از مماليك نصر بن احمد سامانى است . در 317 بر كرمان استيلا يافت و در 357 عضد الدولهء ديلمى كرمان را از آخرين فرد اين سلسله گرفت و دولت آل الياس سپرى شد ( لغت نامهء دهخدا ) .
ابو القاسم عبد الله بن احمد بن محمود الكعبى البلخى الخراسانى ( م 319 ه ) يكى از پيشوايان معتزله و رئيس فرقهء « كعبيه » بود كه در علم كلام ، عقايد و گفتههاى منحصر به فردى داشت . اهل بلخ بود و مدتى طولانى در بغداد گذراند ، اما در بلخ درگذشت ( الاعلام ، ج 4 ، ص 189 ) .
محمد بن فضل بلخى ( م 319 ه ) صوفى مشهور و يكى از مشايخ بزرگ خراسان بود . از بلخ بيرون رانده شد و به سمرقند رفت و همانجا درگذشت ( الاعلام ، ج 7 ، ص 221 ) .
محمد بن يوسف فربرى راوى صحيح بخارى است و براى استماع اين كتاب نزد وى
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٢٨٧