اسكندريه فراگرفت و براى تحصيل زبان عرب هم سخت كوشيد ، به زبان فارسى هم آشنائى پيدا كرد و پس از اكمال ادبيات به تحصيل علم فصاحت و بلاغت پرداخت آنگاه به قصد تحصيل طب به بغداد عزيمت نمود و در اين شهر در نزد يوحنا بن ماسويه به علم طب شروع كرد . . .
( لغت نامهء دهخدا ) .
مالك بن طوق بن عتاب تغلبى ( متوفاى 259 ه . ق ) از امراء و اشراف و بخشندگان بود . به امر متوكل به حكومت دمشق منصوب شد و به مساعدت رشيد شهر رحبه را در كنار فرات بنا كرد . وى از فصحاء بود و اشعارى نيز دارد ( لغت نامهء دهخدا ) .
صالح بن زياد بن عبد الله بن الجارود السوسى الرقى ( 173 تا 261 ه . ق ) قارى و ضبط كنندهء قرائات بود . در رقه ساكن شد و به روايت و جمع حديث پرداخت . سرانجام در همان شهر و در ماه محرّم درگذشت . ( الاعلام ، ج 3 ، ص 276 و معجم المؤلفين ، ج 5 ، ص 7 ) .
بايزيد بسطامى طيفور بن عيسى بن سروشان ( م 261 يا 264 ه . ق ) از مشايخ بزرگ صوفيه و از مشهورترين عرفاى ايران است . از زندگى او چندان اطلاعى در دست نيست . بعد از مدتها سياحت و رياضت كشيدن به بسطام باز آمد ، بيشتر عمر خود را در آنجا گذرانيد و در همانجا در گذشت . مقبرهاش زيارتگاه صوفيان و مردان خداست . بايزيد معتقد به وحدت وجود و ظاهرا نخستين كسى در اسلام بود كه قائل به فنا بود . پيروان او را « طيفوريه » يا « بسطاميه » گويند ( دائرة المعارف فارسى ، و نفحات الانس ، ص 54 ) .
مسلم بن حجاج بن مسلم قشيرى نيشابورى ( 204 تا 261 ه . ق ) از مردم خراسان و از محدّثين بزرگ قرن سوم هجرى است . مولدش به نيشابور بود و زندگيش در حجاز و مصر و شام و عراق گذشت . از تأليفات او كتاب « صحيح » است كه به « صحيح مسلم » شهرت دارد و يكى از كتابهاى معتبر در حديث و يكى از « صحاح سته » است . در نيشابور درگذشت و در همان شهر مدفون گشت ( لغت نامهء دهخدا ) .
احمد بن عمر بن مهير الشيبانى الخصاف ( م 261 ه ) فقيهى توانا در تقسيم ارث بود و از نزديكان خليفه مهتدى بالله به شمار مىرفت . در بغداد درگذشت . ( الاعلام ، ج 1 ، ص 178 ) .
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 273
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٢٧٣