است . از بلخ بود و . . . ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل احمد بن الخضر ) .
احمد بن حنبل امام و مؤسس مذهب حنبلى و يكى از ائمهء چهارگانهء اهل سنت ( 164 تا 241 ه . ق ) است . در بغداد به دنيا آمد و در طلب حديث و فقه در عراق و شام و حجاز و يمن به بسيارى از بلاد سفر كرد و يك چند نزد شافعى تلمذ نمود . با معتزله و عقايد آنها در باب خلق قرآن مخالفت كرده قول آنها را بدعت شمرد . مأمون خليفه او را به زنجير كرد و معتصم عباسى وى را به جهت آن كه از قول به مخلوق بودن قرآن ابا داشت معروض « محنه » نمود و شكنجه كرد و دو سال و چهار ماه به زندان انداخت . وى در سنهء 220 از زندان آزاد شد اما در دورهء متوكل عباسى حرمت و نفوذ تمام يافت و مدتها متوكل جز با رأى و مشورت او كسى را به ولايت و حكومت نمىگماشت ( دائرة المعارف فارسى ) .
عبد الله بن ذكوان القرشى المدنى در سال 131 درگذشته است ( الاعلام ، ج 4 ، ص 217 ) .
محمد بن اسلم بن سالم الطوسى ( م 242 ه . ق ) از حافظان حديث كه به درستى شهرت يافت . ذهبى از او به عنوان شيخ المشرق ياد مىكند . ( الاعلام ، ج 6 ، ص 257 ) .
يحيى بن اكثم بن محمد التميمى المروزى ( 159 تا 242 ه . ق ) قاضى بلند پايه و مشهور و فقيهى شريف بود . در مرو زاده شد و هنگامى كه مأمون در مرو اقامت داشت با وى در ارتباط بود . پس او را ( در سال 202 ) قاضى بصره و سپس قاضى القضاة بغداد كرد . . . ( الاعلام زركلى ، ج 9 ، ص 167 ) .
ابراهيم بن العباس بن محمد بن صول الصولى ( 176 تا 243 ه ) كاتب عراق در عصر خويش بود . اصلش از خراسان و پرورشش در بغداد بود . ادب آموخت و مقرّب خلفا شد . وى كاتب معتصم ، واثق و متوكل شد . ( الاعلام ، ج 1 ، ص 38 ) .
حارث بن اسد محاسبى ( 165 تا 243 ه . ق ) از مشاهير زهاد و محدثان عصر خويش و به نيكى و پارسائى مشهور بود . در بصره به دنيا آمد و اكثر عمرش در بغداد گذشت و در همانجا وفات يافت . در مراقبت نفس و رعايت فرايض اهتمام تمام داشت ( دائرة المعارف فارسى ) .
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٢٦٧