تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
سامرا زندانى شد و به سال 228 هجرى قمرى در محبس وفات يافت ( لغت نامهء دهخدا ) . طاهر بن عبد الله ، امير سلسلهء طاهريان ( 230 تا 248 ه ) پسر و جانشين عبد الله بن طاهر بود . واثق خليفهء عباسى بعد از وفات عبد الله بن طاهر امارت خراسان را به وى داد . او كه در اين هنگام در طبرستان بود به نيشابور آمد . بعد از واثق نيز خلفاى عباسى امارت خراسان را همچنان به وى دادند . طاهر در زمان خلافت مستعين وفات يافت ( دائرة المعارف فارسى ) . احمد بن نصر بن مالك بن الهيثم الخزاعى ( م 231 ه ) از اشراف بغداد و جدّش مالك يكى از نقباى بنى عباس در آغاز حكومت عباسى بود . وى با عقيدهء خلق قرآن ، مخالف بود و به خليفه واثق بالله ايراد مىگرفت . كارش به جايى رسيد كه برخى مردم بغداد براى انجام امر به معروف و نهى از منكر با وى بيعت نمودند . چون خواست با آنان عليه حكومت قيام نمايد ، واثق در يافت و او را دستگير كرد و با دست خود در سامرا كشت . سپس سرش را به بغداد فرستاد . سر او در حالى كه بدنش در سرمن‌راى بود ، شش سال در بغداد آويزان بود . ( الاعلام ، ج 1 ، ص 250 ) و نيز رجوع شود به كامل ابن اثير ، وقايع سال 231 . ابو عبد الله محمد بن زياد الاعرابى اصلا از مردم سند بوده و چنان كه خود مىگفته به شب وفات ابى حنيفه متولد شده است . ابن اعرابى يكى از بزرگان ائمهء لغت عرب است و علماى لغت به قول او استشهاد كنند . وى در 81 سالگى به سر من راى در سال 231 درگذشته است ( لغت نامه دهخدا ، ذيل ابن اعرابى ) . يوسف بن يحيى قرشى بويطى مكنى به ابو يعقوب ، نيز از كسانى است كه جان در راه عقيده تسليم كرد . دوست امام شافعى و واسطة العقد شافعيان بود و پس از مرگ امام شافعى در درس و فتوا دادن جاى او را گرفت . او از مردم بويط مصر بود و در قضيهء مخلوق بودن قرآن در عهد واثق دست بسته بر استرى به بغداد برده شد تا مخلوق بودن قرآن را تأييد كند ولى او نپذيرفت و به زندان افتاد و به سال 231 در زندان درگذشت . امام شافعى گفته است : به مجلس من هيچكس از يوسف شايسته‌تر و از ياران من هيچكس از او داناتر نيست ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل يوسف بن يحيى ) .
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 264 | مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة ) / مير هاشم محدث