گرفت و پيش از همه جعفر را به قتل آورد . ( لغت نامهء دهخدا ) . دربارهء علت بركنارى او و قتل عام خاندانش روايات افسانهآميزى نقل شده كه هيچ كدام عقلانى نيست .
معتمر بن سليمان ( 106 تا 187 ه . ) در روزگار خويش ، حديث شناس بصره بود كه از يمن به آنجا آمده بود . حافظ و ثقه بود و راويان بسيارى از جمله احمد بن حنبل از او روايت كردهاند ( الاعلام ، ج 8 ، ص 179 ) .
فضيل بن عياض ( 105 تا 187 ) يكى از زاهدان معروف در تاريخ اسلام مىباشد كه سخنان و احوال او مورد توجه مشايخ صوفيه بوده است و او را از طبقهء اولى مشايخ شمردهاند . وى در آغاز راهزنى مىكرد و توبه كرد . زادگاه او را ابيورد يا سمرقند نوشتهاند . مدتى از حيات خود را در ابيورد سپرى كرد سپس به كوفه آمد و در آنجا به استماع حديث پرداخت و پس از آن رحل اقامت در مكه افكند تا در آنجا درگذشت . جماعت بسيارى از جمله امام شافعى از وى اخذ حديث كردهاند ( دائرة المعارف فارسى ) .
اسد بن عمرو بن اعمر القشيرى البجلى ( م 188 ه . ) اهل كوفه ، قاضى ، پيرو ابو حنيفه و نخستين كسى بود كه كتابهاى ابو حنيفه را نوشت . قاضى واسط و سپس بغداد شد و با هارون حج گذاشت . . . ( الاعلام ، ج 1 ، ص 291 )
كسائى : ابو الحسن على بن حمزة بن عبد الله كسائى يكى از قراء سبعه و استاد لغت و نحو است . مولد او كوفه بود و نزد خليل ( بن احمد ) ادب عربى را فراگرفت . نژاد وى ايرانى است و از مردم سواد و عراق است . پس از حمزة بن زيات رياست قاريان قرآن را در كوفه داشت . در ابتدا قرائت حمزه را به مردم مىآموخت پس از مدتى براى خويش قرائتى برگزيد و در خلافت هارون آن را به مردم آموخت . وى به امر هارون مأمور تعليم امين و مأمون شد و اين دو وى را سخت حرمت مىداشتند . در سفرى كه هارون به خراسان مىرفت كسائى بيمار شد و وفات يافت ( لغت نامهء دهخدا ) .
محمد بن حسن شيبانى از موالى بنى شيبان بود . اصل او از قريهاى است در غوطهء دمشق . به سال 131 به واسط به دنيا آمد و در 189 در سفرى كه هارون الرشيد به خراسان مىرفت و
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٢٥١