تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
جامع - نوح بن ابى مريم خراسانى مروزى قرشى مكنى به ابو عصمت از اصحاب حضرت صادق عليه السّلام و از جعالين حديث بود و از آن رو كه داراى جميع علوم بوده به همين وصف « جامع » شهرت يافته است . در سال 173 از هجرت درگذشت ( ريحانة الادب ، ذيل جامع ) . ابن لهيعه عبد الله بن لهيعهء حضرمى محدث بود . در دولت عباسى به سال 155 به مقام قضاى مصر منصوب شد و در سنهء 174 درگذشت . ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل ابن لهيعه ) . شقيق بلخى زاهد و صوفى مشهور خراسان . بنابر مشهور مريد و تربيت يافتهء ابراهيم ادهم بوده . در اوايل حال در بلاد ترك تجارت مىكرده است سپس تجارت را ترك گفته و به زهد و تصوف گرائيده . شقيق در اثناى مسافرت مكه در بغداد با هارون الرشيد ملاقات كرده و او را اندرز داده است . تاريخ وفاتش را 184 و 194 نيز ضبط كرده‌اند و حتى 153 نيز نوشته‌اند كه قطعا درست نيست . مطابق بعضى روايات شقيق بلخى در ماوراء النهر به قتل رسيده و در ختلان مدفون شده است ( دائرة المعارف فارسى ) . ليث بن سعد بن عبد الرحمن ( 94 تا 175 ه . ) از راه همپيمانى به قبيلهء فهم منسوب مىشد . پيشواى علم حديث و فقه در مصر بود . خراسانى الاصل و زادهء قلقشند بود كه در قاهره درگذشت ( الاعلام ، ج 6 ، ص 115 ) . خليل بن احمد فراهيدى ازدى عالم نحو و فقه اللغهء عرب و واضع علم عروض عربى . از مردم عمان بود . نخست در بصره علوم نحو ، قرائت ، حديث ، و روايت را فرا گرفت . سپس در ميان قبايل ، لغات فصيح و نادر عرب را آموخت . از موسيقى آگاه بود و وزنهاى شعر را بر طبق آن ترتيب داد . مردى متقى بود و در فقر و فاقه مىزيست . زندگى نامه نويسان بالاتفاق وضع علم عروض و قواعد آن را به وى نسبت مىدهند و به علاوه خليل اول كسى است كه لغت نامه‌اى به نام « كتاب العين » براى زبان عربى نوشت ( دائرة المعارف فارسى ) . يحيى بن عبد الله بن حسن بن حسن على بن ابى طالب از بزرگان طالبيان در روزگار موسى الهادى و هارون الرشيد بود . امام جعفر صادق او را در مدينه تربيت كرد و او در فقه و حديث تبحر يافت . بسيارى از مردم مكه و مدينه و يمن و مصر و مغرب دعوى او را پذيرفتند و بيعتش كردند . به يمن و مصر و مغرب و عراق و رى و خراسان و ماوراء النهر و طبرستان و ديلم رفت و دعوت خويش را در طبرستان و ديلم آشكار كرد . هارون ، فضل بن يحيى برمكى را با
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 245 | مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة ) / مير هاشم محدث