كامل داشت تا در علوم ، درجات عالى گرفت و به مقامات رفيع و اصل آمد و علم فقه را به مقام كمال رسانيد . گروهى او را به ابو حنيفه نسبت دهند كه تحصيل فقه نزد او كرد و جماعتى ديگر گويند او خود تالى بو حنيفه بود . پس از وصول به مدارج عالى علوم و شهرتى كه در فقه گرفت گوشهنشينى گزيد و به عبادت مشغول شد و به روزگار مهدى در سال 165 هجرى درگذشت .
صاحب قاموس الاعلام تركى وفات او را به سال 160 و خواند مير در حبيب السير ( ج 2 ، ص 222 ) به روايتى 162 و به روايت ديگر 165 نويسد . ( لغت نامهء دهخدا ) .
ابراهيم ادهم ( م 161 يا 162 ه . ق ) زاهد و عارف مشهور ايرانى . وى بنابر مشهور از اميرزادگان بلخ بود اما بر اثر تمايل به زهد و عرفان ، از سر ملك و مال پدر برخاست ، جامهء پشمين پوشيد و به سياحت و عبادت و رياضت پرداخت ( دائرة المعارف فارسى ) ديرزمانى شوريده و پريشان در جبال و مفاوز به سر برد سپس به مكه شد و مجاورت خانه گزيد و در آنجا به صحبت چند تن از اولياء از جمله فضيل عياض و سفيان ثورى و به قولى حضرت امام محمد باقر عليه السّلام رسيد و سرانجام به شام رفت و تا پايان عمر بدانجا بزيست ( لغت نامهء دهخدا ) . در تذكرة الاولياء و الاعلام زركلى و دائرة المعارف فارسى پايان زندگى او را « فوت » دانستهاند در حالى كه در لغت نامهء دهخدا آمده : « به 160 يا 166 در غزاى بيزنطه به شهادت رسيده است » .
عبد العزيز بن عبد الله بن ابى سلمة الماجشون التيمى ( 164 ه ) از موالى و مدنى ، فقيه و حافظى ثقه بود . كتابهاى چندى داشت و از خردمندى و متانت بهرهمند بود . اصلش از اصفهان اما اقامتش در مدينه بود . به بغداد رفت و آنجا در گذشت . او در شمار فقهاى مدينه است ( الاعلام ، ج 4 ، ص 145 ) .
بشار بن برد ( 95 تا 167 ه . ق ) شاعر بزرگ و خطيب و اديب عرب . متولد حوالى بصره .
اصلا از طخارستان بود . نابينا به دنيا آمد و گويند از ده سالگى شعر مىگفت و چون به سن رشد رسيد از زبان او مىترسيدند . وى مقدم شعراى زمان خود بود و دولتهاى اموى و عباسى را درك كرده و در اين دو دولت مدحها و هجاها گفته ولى به هجا بيشتر ميل داشته . مهدى خليفهء عباسى و خالد برمكى از جملهء ممدوحين او هستند . سرانجام در عهد مهدى خليفه دشمنانش او
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٢٤٢