عيسوى نواحى شمال اسپانيا همسايه شدند و به معارضه برخاستند . اين امرا غالبا تا مدتى به همان عنوان امارت قانع بودند اما عبد الرحمان سوم در سال 317 ه . ق عنوان خلافت اختيار كرد و قدرت و نفوذى تمام به هم رسانيد و بعضى از سلاطين عيسوى اسپانيا را نيز مقهور نمود .
جانشينان او نتوانستند نفوذ و قدرت او را حفظ نمايند و اندك اندك امراء و ملوك الطوايف بر متصرفات آنها استيلا يافتند و دولت امويان اسپانيا تجزيه شد . امويان اندلس در نشر تمدن اسلامى در اسپانيا تأثيرى بسزا داشتند و به ترويج ادب و فرهنگ عربى و ساختن مساجد و قصور عالى اهتمام نمودند ( دائرة المعارف فارسى ) .
اتباع ابو مسلم ، بومسليه هستند كه شاخه اى از راونديهاند . اينان معتقد به امامت ابو مسلم خراسانى و حيات جاويد او بودند . اين فرقه جميع فرايض را ترك كرده همه چيز را حلال مىشمردهاند و ايمان پش ايشان فقط شناختن امام خود بود . ( خاندان نوبختى ، ص 252 ) .
موسى بن عقبة بن ابو عياش اسدى عالم به سيرهء حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و از رجال ثقهء حديث بود . در مدينه متولد شد و در همانجا به سال 141 ه . ق درگذشت . كتاب المغازى از اوست ( لغت نامهء دهخدا ) .
عمرو بن عبيد بصرى شيخ معتزله در عصر خويش بود . جد او از فارس بود . وى به سال 80 ق متولد شد و به علم و زهد شهرت يافت و نزد منصور خليفهء عباسى تقربى بسيار داشت و چون به سال 144 ق در نزديكى مكه در گذشت منصور خليفه بر خلاف عادت ، وى را مرثيه ها ساخت ( لغت نامهء دهخدا ، ذيل عمرو بصرى ، و نيز كامل ابن اثير ، وقايع سال 144 ) .
عبد الله بن شبرمة بن طفيل قاضى مكنى به ابو شبرمه ( ريحانة الادب ، و كامل ابن اثير ، وقايع سال 144 ) .
مجالد بن سعيد بن عمير بن الهمدانى ( 144 ه ) از راويان كوفه است كه در ثقه بودن وى اختلاف است ( الاعلام ، ج 6 ، ص 161 ) .
ابراهيم بن عبد الله بن حسن بن على عليه السّلام با برادر خود محمد معروف به « نفس زكيه » در ابتداى دولت بنى عباس دعوى خلافت داشتند و منصور عباسى پيش از آن كه خلافت در خاندان
تقويم التواريخ ( فارسى ) — صفحة 236
مساهمون: مصطفى بن عبدالله چلپي ( حاجي خليفة )
ص٢٣٦