تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
عرض كردند و حكم شد كه برابر قلعه اين جماعه را گردن زنند - در پيش مرزا پسر تردى گاو اين جماعه را بقصاص رسانيدند - و ضربى اغولق بابوس در ميان اين جماعه بود - حكم شد كه بابوس وا ايستد تا اين جماعه را گردن زنند - اين نوع شكست بمرزا كامران روى داد - و بعد از ان كه از هيچ جانب كومك بمرزا كامران نرسيد بظلم و تعدّى دست برآورد بلكه به اين نوع مردم بيرون را بقلعه درآرد - چنان كه دو پسر بابوس را كه در سن ده دوازده بودند بقتل رسانيدند - و مادر ايشان را بمردم نامناسب سپرد - و زن محمد قاسم موجى را در دروازهء آهنى از پستان « 1 » آويخت - و مردم حضرت آنچه دران قلعه بودند به همه مشالقت رسانيد - و بعد از چند روز نواب الغ مرزا كه حاكم زمين داور بود و نواب قاسم حسين خان شيبانى كه حاكم قلات بود و خواجه غازى كه در اردوى حضرت شاه مانده بود به جهت بعضى مهمات و شاه قلى سلطان قرابت بيرم خان كه در قندهار بود مجملا اين جماعه قريب بهزار نفر سپاهى آمده در باغ دابن درّه كه متصل بدامنهء خواجه شمو و تخت شاه است فرود آمدند - همه حضرت را در بالاى كوه عقابين پابوس نمودند - روز ديگر حضرت بدولت از كوه فرود آمدند - و جانب دروازه بارك ما بين دروازهء دهلى و نحاس كه قبل ازين نشده بود به اين جماعه مرچل قسمت كردند - و پهلوان دوست ميربر جميع
هامش
( 1 ) در اكبرنامه صفحه 265 « زن محمد قاسم خان موجى را پستان بسته آويخت » *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 83 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات