تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
بدار البقاء رحلت نمود - و مردم همه در مرچلهاى خود كار مىكردند - و دروازهء دهلى مرچل مرزا هندال شد - و بابا دشتى مرچل قرجه خان و بابوس شده - و جانب جلكه بمصاحب بيگ ولد خواجه كلان بيگ و بمبارز بيگ برادر مشار اليه و حاجى محمد سلطان بابا قشقه مرچل رسيد و جانب كول چون پناهى نبود و از مردم پادشاهى هم آن طور كسى نمانده بود كه مرچل بخش توان كرد و در كول هم آب نبود - آن بود كه هرروز سواران مرزا كامران آمده بمردم حضرت چپقلش ميكردند - و محمد قاسم و محمد حسين خواهرزادهاى پهلوان دوست مير بر « 1 » از برجى كه ما بين دروازهء آهنى و برجى كه خانهء قاسم برلاس بود خود را از قلعه انداخته - بايزيد بيات چون در ان اوقات ملازم حسين قلى سلطان مهردار بود و دروازهء آهن را نگاه مىداشت ايشان را همراه گرفته در عقابين به پابوس حضرت رساند - و اول ملازمت ايشان همين بود - هر بار كه مردم مرزا كامران از دروازه بارك بيرون مىآمدند مردم پادشاهى از پيش انداخته تا دامن خواجه خضر مىبردند - يك روز مرزا سنجر پسر سلطان جنيد برلاس كه در ميان قلعه بود تاخت - چون اسپ او شخ جلو « 2 » بود بدرّهء باغ بنفشه رسيده بود كه كوچك علمدار و جمعى
هامش
( 1 ) مير بر - بمعنى ناظم جنگلها - ببينيد ترجمه اكبرنامه از بيورج جلد اول صفحه 508 نو ؟ ( 1 ) * ( 2 ) در اكبرنامه جلد اول صفحه 262 « سيخ جلو » نوشته اما بيورج در ترجمه اكبرنامه جلد اول صفحه 507 نو ؟ ( 4 ) تحرير كرده كه صحيح « شخ جلو » است *
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 81 | محمد هدايت حسين / بايزيد بيات