تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
از نيام او كشيده تاخت و او را در ميان گرفتند - و همان زمان بعنايت آلهى مشار اليه را دستگير كرده بملازمت آوردند - و قرچه خان چون به او ناخوش بود توقف در حيات او لايق نديد و حضرت بمردم كه در ركاب همايون بودند حكم فرمودند كه بزنند - در ساعت آن نمكحرام را بان دنيا فرستادند - و در دستگير كردن او ميانهء شاه مرزا برادر الغ مرزا و جميل بيگ برادر خورد بابوس بحث شد - آخر از گواهى سپاهيان جلدوى بجميل بيگ قرار يافت * حضرت از راه خيابان متوجه قلعهء كابل شدند - و هراولان حضرت با مردم مرزا جدل كردند - از دروازهء خيابان شهربند درآمدند - و زده زده از دروازهء آهنى بقلعه درآوردند - و مرزا خضر خان هزاره و بعضى از امراى ارغون كه از بكر همراه مرزا آمده بودند از راه دريا از عقب باغ شهر آرا بجانب هزارجات متوجه شدند - و حالا مرزا مذكور را خبر شد كه حضرت از بدخشان تشريف آورده‌اند و شيرافگن هم كشته شد - و بندگان حضرت بدولت و اقبال بكوه عقابين برآمده نزول فرمودند - و گرد قلعه را بعد دروازه بارك بسپاهيان مرچل قسمت كردند - و دروازهء آهنين بحسين قلى سلطان مهردار و جميل بيگ رسيد - در حين مرچل راست كردن جميل بيگ سر خود را از مرچل برآورده فرياد زد و نام خود را مىگفت كه از بالاى قلعه تفنگ آمده بر پيشانى جميل خورد كه همان ساعت