پيش انداخته متوجه بدخشان شدند - چون اين خبر در اورته باغ به حضرت رسيد - ساعت به جهت سوارى نيك نبود - چهار پنج گهر ؟ ى در سوارى توقف افتاد - استرلاب در دست مبارك ايشان بود تا ساعت نيك شدن - حسين قلى سلطان مهردار بعرض رسانيد كه پادشاهم آن حرامخواران دور رفتند - حضرت فرمودند كه حسين قلى خان اينها مرا پادشاه نكردهاند مىرفته باشند - و اين نوع سخن را بندهء درگاه بايزيد بيات قريب بسى سال قبل ازين بندگان حضرت جلال الدين محمد اكبر پادشاه در حضرت دهلى در منزل ماهم بيگه كه آغهء انكه ايشان بود شنيده در محلى كه خانخانان منعم خان و خواجه جهان بعرض رسانيدند كه مهم خان زمان در ميان است - بهر نوعى كه حكم فرمائيد مهمسازى كنيم - حضرت فرمودند كه شما پدر مائيد بهر نوعى كه لايق دانيد مهمسازى بكنيد - اما اينقدر دانيد كه خان زمان و ديگرى ما را بادشاه نكرده است - خان خانان و خواجه جهان چون اين سخن از حضرت شنيدند مناسب دولت قاهره مهمسازئ خان زمان نموده - فرمان عالىشان صادر فرموده - مرزا عرب زرگر را كه ايلچىء ايشان بود رخصت فرمودند - و قريب به دو پاس و يك گهر ؟ ى كه ساعت نيك شد بندگان حضرت بدولت و اقبال سوار شدند - و امرائى كه بانها اتفاق نداشتند مثل تردى بيگ اطاوه و منعم بيگ ولد ميرم بيگ اندجانى و محمد قلى برلاس و عبد اللّه سلطان داماد قاسم برلاس و حسين قلى سلطان مهردار و بالتو بيگ تواچى بيگى و تاخچى بيگ قاشغرى
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٨٦