برآمد او را جلوگير كردند و بملازمت حضرت در كوه رسانيده مشار اليه را مقيد ساختند - و اسپ كرنگى سوار بود كه مرزا يادگار ناصر از قندهار آورده بود بعد از كشتن مرزا يادگار ناصر از كسان مرزا مذكور خريده بود بكوچك علمدار خواجه كلان بيگ كه در ان ولا نوكر قرجه خان بود عنايت كردند - و روز ديگر شير على كه سابقا نوكر مرزا يادگار ناصر بود از قلعه برآمده - جنگ بسيار شد - چنان كه تا مزار بابا شمو مردم پادشاهى را رانده آوردند - و تاش بكرك كه پسر يوسف تغائى مرزا يادگار ناصر بود و دران ميان يكّهاى حضرت بود در ميان گورستانها جدل بسيار كرد و آخر بشهادت رسيد - و سر او را جدا كرده بقلعه بردند *
و روز ديگر خبر بمرزا كامران رسيد كه موازى پانصد اسپ از بلخ آمده در چاريككار فرود آمدهاند - شير على را با صد نفر خوب تعين نمودند كه رفته اسپان سوداگران بقلعه درآرد - اين خبر به حضرت رسيد - مصاحب بيگ پسر خواجه كلان بيگ و اسمعيل بيگ دولدى را با جمعى ديگر از سرداران و يكّه جوانان از عقب شير على تعين كردند - چون خبر بمشار اليه رسيد بچاريككار نتوانست رفت و بقلعه هم نتوانست درآمد - از آنجا متوجه غزنين شد - مصاحب بيگ با جماعهء در كوتل سجاوند به او رسيده و جنگ شد - آخر شير على فرار نموده بجانب خانهء مرزا خضر خان هزاره رفت و قريب بسى كس از نفران مرزا دستگير شدند - بعد از دو روز بنديان را بملازمت حضرت آورده
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٨٢