كرده بخواجه مشار اليه فرمودند كه اسباب طبخ بيار تا بغرا پزند - خواجهء مذكور اسباب را مهيا ساخته حاضر كردند - مير عبد الحى و خواجه حسين مروى و خواجه ايوب ( و ) ابو البركه و مير عبد اللّه بخشى احسن و خنجر بيگ و عارف بيگ اين جماعه كه اهل نشست بودند مصالح بغرا پاك مىكردند - و خواجه ايوب بادفتح داشت و نخود پاك مىكرد - ازو سخنى پرسيده متوجه بودند - و جواب ميداد - و در اثناى حكايت كردن گاهى دست بفتح خود مىرساند - حضرت از نزاكتى كه داشتند بخواجه جلال الدين محمود فرمودند كه اين نخود را از پيش خواجه بردارند و نخود ديگر بسازند - و خود بدولت به محل تشريف بردند و حكم فرمودند كه حصهء خاصه را بدرون فرستند و ما باقى را بامرا تقسيم كنيد - بموجب حكم عمل نمودند - و شب رمضان همين سال بود كه خواجه معظم و كرچه حسين ولد مردان بيگ جلودار باشى شاه اسمعيل حسين كه مير آخور باشى سام مرزا بود - و از زمانى كه بكومك قندهار تعين كرده بودند تا غايت در ملازمت بود - و برادر كلان او كه حمزه بيگ نام داشت بطريق مصاحبت همراه حسين قلى سلطان خان مهردار بود - و مير محمد قره كوز بخواجه مذكور اتفاق نموده بخانهء خواجه رشيدى درآمده و در سر طعام مشار اليه را بضرب شمشير به آن دنيا فرستادند - و درين مجلس خواجه انبيا و خواجه قاسم بيوتات و خواجه ابو القاسم مشهدى و اسد مشرف و جمعى ديگر حاضر بودند - و در همان شب اين جماعه فرار نمودند - بجانب كابل
تذكره همايون و اكبر ( فارسى ) — صفحة 74
مساهمون: محمد هدايت حسين
ص٧٤